صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٨٠
فرمان ندهد و خودشان را لازم الاطاعه ندانند و جرات نکنند تخلف بکنند، آدم نمىکشند. تا فرمان ایشان نباشد کسى آدمکشى نمىکند و این اراذلىها را نمىکند. فرمان مستقیم این است که اینها را وادار مىکند به آدمکشى و اینطور چیزها. همین آدمى که مىگوید که من عذر مىخواهم از شما و اشتباه شده و چطور و من تعهد مىدهم، ضمانت مىدهم به اینکه چه نکنم، خوب یک دفعه دیگر هم ضمانت و تعهد خودت را دادى، اول سلطنت شیطانیت. تو همین تعهدها را دادى و قسم هم خوردى و در مجلس هم رفتى و همه این کارها را کردى و دنبالش به قول خودت این اشتباهات را کردى و این غلطها را، حالا چه شده است که دوباره آمدى؟ آنوقت باز یک فرجهاى شده است مثلاً فرض کنید ده روز، یک ماه و دو ماه، سه ماه بعدش این کار را کردى، تو امروز در عین حالى که مىگویى من اشتباه کردم و دیگر من نمىکنم از این کارها و دیگر - عرض مىکنم که - تعهد کردم که تکرار نشود، در عین حال دارى انجام همین کثافتکارىها را مىدهى و همین جنایتکارىها را، آنوقت مردم چطور بپذیرند از تو؟ و - کلام - مثلاً فرض کنید اگر خداى نخواسته یک عالمى بیاید به مردم بگوید ساکت بشوید، چطور مردم گوش کنند به حرف این عالم؟ خوب مىگویند این عالم (خیلى خیلى بخواهند تأدب کنند) مىگویند این عالم اشتباه کرده است یا شاید هم بگویند این آدم دربارى است. خیلى بخواهند ادب کنند مىگویند خوب این آقا آدم سادهاى است، آدم صافى است و نفهمیده که این چه جور جنسى است. ملت نمىشود، آقا نمىشود ملت را دیگر اینقدر نفهم حساب کرد، یک ملتى که ایستاده و دارد فریاد مىزند و حق مشروع خودش را دارد مطالبه مىکند،این را دیگر نمىشود با این چیزها خوابش کرد.
بوقهاى تبلیغاتى در داخل و خارج، مبلغ قتل عام اقلیتهاى مذهبى بعد از تشکیل حکومت اسلامى
از آن طرف تبلیغات همه جانبه، مثلاً دیدند که خوب، در ایران (حالا هم ایران، هم خارج، هر دو را مىخواهند این انحراف حاصل بشود) اقلیتهاى مذهبى هست و خارج ایران هم به این مساله خوب اهمیت مىدهند، راجع به اقلیتهاى مذهبى اینها درست کردند که اگر چنانچه حکومت اسلامى تشکیل بشود، دیگر همه اقلیتهاى مذهبى را از بین خواهند برد. اینها، ببینیم که شما بهتر رفتار مىکنید با اقلیتهاى مذهبى یا اسلام بهتر رفتار کرده است؟ تو که هم اقلیت مذهبى و هم اکثریت مذهبى را دارى پایمال مىکنى و از بین مىبرى، تو که همه حقوق بشر را در ایران از بین بردى، تو نه مسلم را گذاشتى آزاد باشد، نه غیر مسلم را. اقلیتهاى مذهبى در اسلام احترام دارند، آزادند، احترام دارند. مثل اینها که (مىگویند که) مرتب مىآیند سؤال مىکنند خوب اگر چنانچه حکومت اسلام شد، با اقلیتهاى مذهبى چه مىکنید؟ این براى این است که مرتب تزریق شده به ایشان که اگر اینطور شد، قتل عام مىکنند مثلاً یهودىها را، قتل عام مىکنند نصارى را، قتل عام مىکنند زرتشتىها را. در کدام وقت اتفاق افتاده است که در اسلام وقتى که در یک مملکت اسلامى که در حال جنگ نبوده و در حال صلح بوده، اقلیتهاى مذهبى را قتل عام کرده باشند یا قتل کرده باشند؟ این همین اقلیت مذهبى است که