صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٧٨
هستند؟ شما این مجرمها را روى کار آوردید، مىگوئید دزد هستند؟ شما این دزدهارا روى کار آوردهاید. حالا شما یک مجرمى را یا مجرمهایى و یک خائنهایى را خودتان در دولتها سر کار آوردید و با هم مشترکاً مشغول شدید به چاپیدن این مملکت و به اذیت کردن این مردم. حالا اگر دو نفر یا ده نفر با هم شریک شدند و یک جرمى را انجام دادند یا یک خیانتى کردند، بعد یکى از آنها قدرتمندتر بود یک چند نفرى از آنها را فرض کنیم گرفت، این جرم خودش محتوم است براى اینکه شرکاى جرم را گرفته است؟! یا خود این، اقرار به این است که من خیانت کردم این اشخاص را آوردم روى کار؟ بعضى از اینها که ١٢ سال یا بیشتر در مسند نشسته بودند، شما این ١٢ سال هیچ اطلاع از حال این نداشتید، حالا تازه امروز مطلع شدید؟! هیچ اطلاعى تا چند ماه قبل از این، از ١٢، ١٣ سال پیش از این تا چند ماه قبل از این شما هیچ اطلاعى از حال این آدم که نخست وزیر شما بود و در کارها دخالت داشت و مشاور شما بود و همه کارها را با نظر و فرمان مبارک انجام مىداد، شما تا حالا هیچ اطلاع نداشتید که این آدم چکاره است؟! همین دو سه روز مطلع شدید؟! همین چند روز و چند ماه شما مطلع شدید؟! اگر یک آدمى ١٢، ١٣ سال مشغول خیانت و مشغول چپاولى بوده و شما اطلاع نداشتید، شما لیاقت اینکه در این پست باشید (اگر پستى باشد) شما همچو لیاقتى ندارید، آدم نالایقى هستید. اگر مطلع بودید، چنانچه هستید و بودید، خوب دو نفر شریک جرم بودید منتها تو شریک بزرگه بودى، او شریک کوچکه بوده، حالا شریک بزرگه اگر شریک کوچکه را گرفت و حبسش کرد، اسباب این مىشود که دیگر جرمى در کار نباشد؟! یا جرم هست و تو شریک کوچکه را گرفتى، ملت شریک بزرگه را مىخواهد.
غفلت در نهضت، مهلتى است بر پایگیرى قدرت رژیم براى سرکوبى ملت
همان حجتى که تو دارى بر اینکه این شریک جرم را گرفتى یا این شرکاى جرم را گرفتى، با همان دلیلى که شما این شرکاى جرم را گرفتید، به همان دلیل ملت از تو مؤاخذه مىکنند و مىخواهند تو را بگیرند. این راه مفر است، اینها راه عقلائى نیست که شما مىخواهید یک راهى درست کنید که این نجات پیدا بکند، این راه نجات نیست که. تمام این حرفها و تمام این نیرنگها براى این است که خوب احتمال، ولو در صد احتمال یک احتمال، ولو در هزار احتمال یک احتمال اینها احتمال مىدهند که مردم را مثلاً یک بازى بدهند ولو آن طبقه مثلاً متعارف مردم بازى بدهند لکن ما مىبینیم که مردم بازى نمىخورند. همین حالا که هم آن شریک جرمها را گرفته است و هم آن نطق را مکرراً (مىگویند) گذاشته است و شنیدند و خوب ما هم شنیدیم این نطقها را و هم نطق آن نخست وزیر نظامى و آن نطق را هم ما شنیدم که دیروز کرد، هم سرنیزه آقایان و همه چیزها، هم حمله به مردم و هم ریختن توى بیمارستان و در بیمارستان را شکستن و توى بیمارستان آدم کشتن و هم حمام قم که سه نفر را به واسطه گاز خفه کردهاند و هم همدان و هم همه جا، باز همان حرفها و همان انقلابات و همان اعتصابات و همان صداها هست و نمىشود نباشد. یک ملتى که بیشتر از پنجاه سال زیر دست و پاى