صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٧
و عدل و انصاف را تا آخر حجاز برده. این زمان خود پیغمبر است، بعد که قدرت پیدا شد و عرض بکنم که قوه پیدا شد در همان قرن اول اسلام، در همان قرن مثلاً سى سال، در همان قرنهاى اول، سى سال اول و سى و پنج سال اول، دو تا امپراطورى را اینها شکست دادند، امپراطور روم و امپراطور ایران، ایران را فتح کردند، روم را فتح کردند، این افیون است؟!
این اسلام آمده است که بسازد با کسرى و مردم را بگوید تبعیت کنید از کسرى؟! این آمده است که بسازد با سلطان روم و بگوید به مردم روم، تعلیم کند که بسازید با اینها؟! یا این آمد و دو تا امپراطورى را شکست داد و عقبشان زد براى اینکه عدل را در عالم و براى این فقرا براى اینکه این فقرا را آنها مىخوردند جلویشان را بگیرد؟
مردیکه تو روزنامه، حالا این را مىنویسد، در یک همچو زمانى این مطلب را مىنویسد که افیون است. خوب پیشتر یک غفلتهائى بوده است، شده است یک غفلتهائى اما خوب الان مردم، جوانهاى ما قرآن را نگاه کردند، از قرآن هم اطلاع دارند، مع الاسف خوب بعضىشان هم همین طور یک چیزى قبول مىکنند، همین طور یک صدائى که مىآید اینها دنبالش مىروند. یک صدائى بلند شود اینها هم دنبالش مىروند اما انسان، آدم باید اگر یک مطلبى را شنید راجع به یک نظامى، راجع به یک جهتى مطلبى را شنید، باید برود مطالعه کند ببیند صحیح مىگوید این آدم. این مردیکه که نوشته است اسلام افیون جامعه، این واقعاً اسلام افیون جامعه است؟! این خود اسلام. مىآئیم سراغ آنهائى که اسلام در زمان خودش یعنى زمانى که متن بوده است و پیغمبر بوده و قرآن، پیغمبر بوده و قرآن، بعدش هم در زمانهاى بعدى که اسلام با چیزها، جنگها، جنگهاى بین همین طایفه طبقه سه بوده است با امپراطورىها، منتها اسلام همچو قدرتى داده بود به این یک عده جمعیت کم چند هزارى که رفتند امپراطورى روم را فتح کردند و امپراطورى ایران را هم فتح کردند، امپراطورى ایران که وقتى که مثلاً در جنگها تجهیز قوا مىکردند، اسبهایشان چه و عرض مىکنم زینهاى اسب طلا، نمىدانم چه بساطى اینها داشتند، همین سر و پا برهنهها را، همینهائى که پیاده مىرفتند و چندتایشان یک شتر داشتند و البته یکى یک شمشیر داشتند، قدرت داشتند، شمشیر داشتند اما چند نفر با هم یک شتر داشتند و چند نفر با هم مثلاً یک اسب، ده تا اسب در یک جمعیتشان پیدا مىشد، اسبى نداشتند، شتر حسابى نداشتند، اسبى نداشتند، آذوقه حسابى نداشتند اما قدرت داده بود اسلام به اینها یعنى تحت تعلیمات متن اسلام و آن کسى که متن اسلام را پیاده کرده بود، یک همچو قدرتى به مسلمین داده بود که همین آدمهائى که دیروز چیزى نبودند و یک عده فقرائى با هم آنجا مى لولیدند، امروز شمشیر را کشیدند و دو تا امپراطورى که تمام دنیا، آنوقت از اینجاها خبرى نبوده، آنوقت این دو تا امپراطورى بوده است و یکى روم بوده و یکى ایران بوده است، این دو امپراطورى را، این یک مشت عرب مفلوک و گدا که شمشیر چند تا در این مثلاً ده هزار، بیست هزار نفر بوده، اینها همه شمشیر نداشتند، همه زره نداشتند، همه چیز نداشتند، با همین دست خالى راه افتادند لکن قدرت روحى داشتند، مثل ما نبودند که ضعیف النفس و ضعیف القلب باشند، قدرت روحى -روحى- داده بود