صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٢٦٣
اینها بتوانند یک کارى بکنند. پس مساله این نیست که الان قدرت اعلیحضرت مانع شده است از اینکه شوروى حمله کند به ایران، خیر مقابلش قدرتهاى دیگر است، جهات دیگرى است که نمىشود، نه آن یکى مىتواند تعدى کند، نه آن یکى مىتواند تعدى کند. همچو که آمریکا مىخواهد یک کلمه بگوید، از شوروى اعلام مىشود این مخالف با مصالح ماست، ما آرام نمىنشینیم، اگر این هم بخواهد چیز بکند آن یکى مىگوید که مخالف مصالح ماست. این بین این دو تا قدرت بزرگ اینجا حفظ شده است، نه اینکه ایشان حفظ کردند. پس بنابراین قدرت منهاى ملت، یک قدرت پوسیدهاى است که ایشان دارند و این همچو قدرتى را ندارد و اگر چنانچه ایشان بروند، ما فرض کنیم که ایشان بروند و دیگر جهات دیگرى نباشد که آمریکا در مقابل شوروى، انگلستان در مقابل شوروى که اگر این بخواهد تعدى کند اینها نمىگذارند، اگر اینها بخواهند تعدى کنند آنها نمىگذارند، این هم نباشد در کار، بخواهد شوروى حمله کند به ایران، ملت ایران که الان با هم هستند، با این ملت نمىتواند حمله کند، ما فرض مىکنیم خیر، ارتشش را زد و وارد کرد، زندگى نمىتواند بکند ارتشش، یعنى هر ده کورهاى که برود پدرشان را در مىآورند، چنانچه دیدیم بیرونش کردند از آذربایجان. آذربایجانىها بودند که بیرون کردند، شوروى را در جنگ عمومى که بنا گذاشتند بماند اینجا، بعد که آذربایجانىها بیرون کردند آقا راه افتادند به رجز خوانى که این من بودم که آذربایجان را نجات دادم. این را همه مردم مىدانند که ایشان نبودند که آذربایجان را نجات دادند، آن کسى که نجات داد آذربایجان را، ملت آذربایجان بود که نجات داد. حالا هم اگر بنا باشد شوروى حمله بکند و ایشان نباشد، ملت است، اگر ایشان باشد ملت نیست براى اینکه ملت پشتیبان، او نیست و اگر شوورى بخواهد حمله بکند شاید یک تاییدى هم از آنها بکنند، این اشخاصى که رنج دیدند از این خانواده، یک تاییدى هم شاید بکنند چنانچه آنوقت خیلى هم خوشحال بودند و اگر ایشان نباشد بهتر ایران حفظ مىشود از شوروى و حال آنکه اصل مطلب اینطور است که قضیه اینکه شوروى تعدى نمىکند به ایران و آمریکا تعدى نمىکند و انگلستان تعدى نمىکند این است که خود اینها قدرتهایى در مقابل هم هستند و اگر اینها بخواهند هر کدامشان چى بشوند، یک جنگ عمومى پیدا مىشود و اینها الان مىدانند که جنگ عمومى مطابق است با قطع نسل بشر. اینطور نیست که جنگ عمومى بکند و آن یکى غلبه کند بر او، او را از بین ببرد و خودش زندگى کند، براى اینکه قضیه جنگهاى ذرهاى است، اتمى است و تمام بشر از بین مىرود و هیچ عقلى اقتضاى این را هم نمىکند که یک جنگ عمومى را. این جنگ عمومى غیر آن جنگ عمومى اول و دوم بوده. جنگ عمومى اول و دوم جنگ عمومى بود که این ابزارى را که الان پیدا شده، نبود این ابزار. جنگ اول که خیلى کم بود، جنگ دوم هم بود اما اینطور نبود. الان وضع جورى شده است که اگر یک جنگ عمومى بخواهد در دنیا پیدا بشود، عقلاى دنیا مىدانند، همین ابرقدرتها مىدانند که این جنگ مثل آن جنگها نیست. این جنگ، بشر را به نابودى کشیدن است یعنى هم شوروى نابود خواهد شد، هم آمریکا نابود خواهد شد هم سایر ممالک نابود خواهد شد. یک همچو جنگ عمومى نخواهد پیدا شد، اگر هم پیدا شد ما هم مثل همه مردم، ما عاقبتمان به خیر است آنها