صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٢٦١
تاریخ: ٥/٩/٥٧
بیانات امام خمینى در مورد پوچى ادعاى بر هم خوردن ثبات منطقه در صورت نبودن شاه
خطر تجزیه ایران و کمونیسم داخلى، از تشبثات شاه براى دوام سلطنت
بسم الله الرحمن الرحیم
از جمله تشبثاتى که کردند براى حفظ شاه، این است که ایران هم مرز با شوروى است، چند صد کیلومتر هم مرزى دارند و شاه است که ایران را حفظ کرده از تجاوز شوروى، اگر چنانچه شاه برود، به واسطه این هم مرزى که هست ایران در دامن شوروى مىافتد و در کلمات خود ایشان هم مکرر هست که (اگر چنانچه من نباشم ایران مىشود ایرانستان) و ما باید حساب کنیم ببینیم که آیا صحیح است این مطلب که الان شاه، مملکت ایران را از شر شوروى نگه داشته و اگر ایشان بروند مملکت ایران به دامن شوروى مىافتد، یا صحیح نیست این؟ یک صحبت این است که، یک فرض این است که اگر شاه برود شوروى مستقیماً حمله مىکند به بلاد و ایران را مىگیرد یا لااقل آذربایجان را مىگیرد. یک فرض این است (که ما این فرض را باید حساب کنیم) یک فرض دیگر این است که اگر چنانچه شاه برود، به واسطه تحریکاتى که مىکند شوروى، کمونیسم داخلى آنجا را به دامن شوروى مىاندازد. این هم باید ما حسابش را بکنیم ببینیم صحیح است یا نه.
قدرت شاه اتکال به ملت ندارد
اما فرض اول که شوروى حالا که حمله نکرده به ایران، قدرت شاه جلوگیرى کرده، این شاه اتکال به ملت دارد؟ یا نه بىاتکال به ملت همچو قدرتى دارد؟ اگر ادعا بکند که من اتکال به ملت دارم و این ملت است که مىتواند، قدرت این را دارد که نگذارد کسى تعدى بکند، خوب این را باید مطالعه کرد در احوال ایران و بالفعل که ببینیم که ایران یکسره پشتیبان اعلیحضرت است؟ این پایهاى، الان پایگاهى دارد درایران؟ یا این هم به همان شکل پدر درآمده است؟ که خوب، این را من یادم است، شماها شاید هیچ کدام یادتان نباشد که وقتى که جنگ عمومى شروع شد و متفقین ایران را خواستند قبضه کنند براى اینکه پلى باشد - براى - بین آنها و جاهاى دیگرى که دعوا داشتند، سه تا لشکر از سه جنبه به ایران حمله کردند، مال انگلستان بود و مال آمریکا بود و مال شوروى و آن حرفهائى که رضاشاه مىگفت مثل همین حرفهائى است که این مى زند که (قدرت ما دیگر به آنجا رسیده که کسى نمىتواند تعدى کند، به آنجا رسیده است و کذا) یکدفعه معلوم شد که یک ادعایى بوده است که تویش