صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٢٤٨
است) یا مىگوید و سرش نمىشود که چه مىگوید. نمىتوانیم ما بگوییم که یک آدمى الفاظى را مىگوید و نمىفهمد چه دارد مىگوید. تو ملتفت هستى که دارى چه مىگویى که (ایران آزاد است، من خوشحالم که ایران آزاد است، بله، من متاسفم که بعضى مثلاً کشته شدهاند لکن این لازم بوده) دنبال این که مىگوید من متاسفم، مىگوید لکن یک مطلب لازمى بوده!، (مطلب لازمى بوده) مىدانید یعنى چه؟ یعنى اگر این آدمها را نکشند نفت ما نجات پیدا نمىکند. اگر اینها را نکشند پایگاههاى ما ممکن است از بین برود. این لازم بوده است که براى استفاده خارجىها، براى غارتگرى اینها، براى این که نفت ما را ببرند و خودشان پایگاه درست کنند، عوض پول نفت پایگاه براى خودشان درست کنند مىگویند لازم بوده است این، البته تاسف دارد، البته کاشکى که این مردم هیچ حرف نمیزدند تا ما نفتهایمان را مىبردیم! چون مردم حالا حرف زدهاند این یک خرده تاسف دارد! آدمکشى هم تاسف دارد لکن این آدمکشى لازم بوده است! یک انسانى که مىگوید که حقوق بشر، اسم از حقوق بشر مىبرد آنوقت یک همچو حرفى مىزند که یک مردمى که ایستادند و یک حق اولیه بشر را دارند مطالبه مىکنند، اینها اراذل پست هستند و کشتن ایشان هم لازم است! اینها که مىگویند که ما مىخواهیم آزاد باشیم و مىخواهیم مستقل باشیم، اینها کشتنشان لازم است، یک امر لازمى بوده ولو تاسف دارد که چرا اینها یک چنین حرفى مىزنند، خوب بود این حرفها را نزنند! - باشد - مردم باشند تحت همین مهمیز اعلیحضرت باشند تا ما هم نفتها را ببریم و راه باز باشد براى ما. با سرنیزه ریختند آبادان و آن جاهاى دیگر، باز مىخواهند نفتها را ببرند، مردم تا حالا هم حاضر نشدهاند نمىدانم الان وضع امروز چه جورى است.
در هر صورت ما در یک محیطهائى واقع شدیم، در یک عصرى واقع شدیم که عجائب و غرائب ما مىبینیم، از آن طرف مردک دم از آزادى بشر مىزند و حفظ حقوق بشر، از آن طرف مىگوید که در مثل ایران دیگر حفظ حقوق بشر مطرح نیست. در یکى از فرمایشاتشان آقاى کارتر این طور مىگویند که: در مثل ایران که ما یک منافعى داریم و قضیه سوق الجیشى است، اینجا دیگر حقوق بشر مطرح نیست، حقوق بشر در جاهاى دیگر مطرح است، در مثل ایران و امثال ایران نه دیگر لازم نیست که حقوق بشر را ما حفظ بکنیم! از آن طرف هم این حرفها را مىزند که یک مشت اراذل و عرض مىکنم پست، اینها هستند! آیا آن کسى که سلب آسایش مردم را مىخواهد بکند اراذل است یا آن کسى که گوید مىخواهم آزاد باشم؟! آن کسى که منافع مردم را مىخواهد بچاپد از اراذل و اوباش است یا آن که مىگوید منافعمان را ما براى خودمان خواهیم؟! خوب این را حساب بکنید، بىحساب حرف نزنید، حساب بکنید که این مردم چه مىخواهند. ببینیم خواست مردم اراذلى است و پستى است یا آن که جلو این خواسته را مىخواهد بگیرد اراذل و پست است؟
فریاد استقلال طلبانه و آزادیخواهى اقشار مردم بر علیه غارتگران
مردم ایران حرفشان واضح است، دارند داد میزنند، از بچه دبستانى و تا دبیرستانى، تا