صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٢٣٩
تاریخ: ٣/٩/٥٧
بیانات امام خمینى در نقد احساسات کذائى بشر دوستانه کارتر و افشاى ماهیت واقعى ابرقدرت
دلسوزى و بشر دوستى کارتر مبنى بر هراس از عدم ثبات در منطقه!!
بسم الله الرحمن الرحیم
راجع به رفتن شاه که یکى از خواستهاى ملت است، از چیزهایى که گفته شده است که شاه نباید برود این است که ثبات ایران، ثبات منطقه از بین مىرود و متزلزل مىشود. کارتر در این نطق آخرش اینطور که نقل کردهاند گفته است که یک ایران مقتدر و مستقل، این ثبات بخش است، ثبات آخرین است، بعد هم فرمودهاند که ما نمىتوانیم ببینیم که یک مشت اراذل پست، شاه را کذا و کذا است مىخواهند ساقط کنند.حالا ما یک بررسى مىکنیم از این دو تا مطلبى که ایشان فرمودهاند که ببینیم اولا"با رفتن شاه ثبات ایران، ثبات منطقه به هم مىخورد؟! و آنوقت یک مشت اراذل و پست هستند که شاه را نمىخواهند؟! و ایشان نمىتوانند ببینند که یک مشت اراذل پست این شاه را ساقط کنند؟! مساله اینطور نیست که ایشان فکر مىکنند، خودشان هم دانند که اینطور نیست. اما قضیه ثبات ایران، مقصود ایشان از اینکه ایران باید ثابت باشد و اینکه ایشان دلسوزى براى ایران مىکنند که ایران باید ثابت باشد یا منطقه که خلیج و اینها هم داخلش است باید ثابت باشد و ایشان عدم ثبات ایران را، عدم ثبات منطقه را نمىتوانند تحمل کنند و ببینند، نکتهاش چیست؟ چطور ایشان چنین براى بشر دلسوز شدند؟ این، از این است که یک حس آدمخواهى، یک حس حقوق بشر آقاى کارتر را وادار کرده است که اینجا اگر شاه برود ثبات منطقه یا ثبات ایران به هم مى خورد؟! این از حس این است که حقوق بشر را ایشان مىخواهند حفظ کنند و دلشان براى این ایرانیان مىسوزد که مبادا یکوقتى آنجا یک تزلزلى پیدا بشود مردم ناراحت بشوند و با تزلزل، خوب ممکن است که اموال مردم از بین برود، نفوس مردم از بین برود، از این جهت ایشان چون خیلى بشر دوستند و خیلى به حقوق بشر اعتنا دارند نمىتوانند ببینند؟! این الان شبها شاید خوابش نبرد براى اینکه این ایرانىها در زحمت واقع شدهاند. این طور است؟! یا از اعمال اینها ما مطلب دیگرى مىفهمیم. خوب اگر چنانچه حس بشر دوستى، حس حقوق بشر ایشان را وادار کرده است که یک همچو فرمایشاتى مىفرمایند، چطور پس از این کشتارى که الان در ایران یک سال است دارد مىشود و از آن کشتارهایى که ١٥ خرداد به این طرف شده است و اینها همه، خود ایشان هم مىدانند، هر عاقلى مىداند که این کشتارها به امر شاه بوده است که مرکز امر است و هیچ صاحب منصبى قدرت اینکه امر به قتل عام مردم بکند، همچو