صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٢٢٩
تاریخ: ٢/٩/٥٧
بیانات امام خمینى در مورد توبه مفتضح شاه پس از مشاهده قهر و انتقام الهى
توبه شاه و استمداد او از علماء اعلام و مراجع عظام بعد از نزول عذاب الهى
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
صحبت در این اصل اول بود که ملت ایران مىخواهد، ملت ایران چند تا مطلب خواست که اولیش این بود که این شخص نباشد بلکه این سلسله نباشد. اینها تشبثاتى کردند که بسیاریش را من ذکر کردم، من جمله از تشبثاتى که کرد شبیه آن تشبثى بود که فرعون کرد. فرعون بعد از اینکه عذاب نازل شد و غرق را دید که الان دارد غرق مىشود، آنوقت گفت که من هم آنطورى که بنى اسرائیل مىگویند من هم به همان ایمان آوردم. جواب بود که حالا دیگر ایمان آوردى؟ تو قبلاً معصیت کردى (الان و قد عصیت قبل و کنت من المفسدین).
ایشان هم بعد از اینکه بیست و چند سال، بیست و هفت سال خیانتها را کرد و جنایتها را کرد، آنوقت که عذاب نازل شد، عذاب عبارت از همین مشتهاى گره کرده ملت ایران و فریادهاى ملت ایران که من عرض کردم که این یک مساله الهى بود، نه یک مساله بشرى، اینکه همه ایران در مقابل این قدرتى که اینها دارند بلکه در مقابل همه قدرتها ایستاد و با دست خالى مشتها را گره کردند و نه به حکومت نظامى و نه به دولت نظامى و نه به پشتیبانىهاى آمریکا و شوروى اعتنا نکردند و همه با هم در همه ابعاد کشور فریاد زدند که ما نمىخواهیم، مرگ بر این شاه، مرگ بر این سلسله، حالا که غرق را دیده، الان این موج که در ایران پیدا شده است، موج استنکار، موج اینکه ما نمىخواهیم، موج نفى سلطنت محمدرضا خان و سلسله او، حالا که خودش را در این موج دیده و غرق دیده است، حالا - مى گوید که - در مقابل ملت مىایستد و اظهار ندامت مىکند و مىگوید که من تا حالا اشتباه کردم، خطاب به مراجع عظام و علماى اعلام که (بیایید من دیگر توبه کردم و شما بیائید نجات بدهید. حاصل حرفش این است که (نجات بدهید من را، نجات بدهید وطن را)، مقصودش خودش هست در مقابل ملت هم باز همین امر را تکرار کرده است، به طبقات مختلف، به جوانها، به اینها و آخرش هم مىگوید که بیائید یک فکرى بکنیم براى وطن، ما خوب است به وطنمان فکر بکنیم.
این شبیه همان مساله فرعون است با یک اختلاف، فرعون بعد از اینکه دید که حالا دیگر دارد غرق مىشود گفت که: امنت به بنو اسرائیل. جوابش هم این بود که نه، دیگر گذشت - دیگر - مطلب، تو