صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١٩٣
سلطنت قانونى و به قانون صحیح هم که همهاش باطل است، لکن ما حالا فرض مىکنیم یک نفر آدمى که سلطنت قانونى داشته باشد به حسب قانون اساسى اگر به یک ملتى خیانت کرد، اگر تخلف از قوانین اساسى کرد، این عزل است، این دیگر سلطان نیست. این آدم در تمام دوره سلطنتش - مردم را از آزادى - آزادى را از مردم سلب کرده، این را خودش هم قبول دارد، اینکه مىگوید من آزادى مىدهم دلیل بر این است که آزادى را گرفته بوده، تو جبیشان بود حالا مىخواهد بدهد!! این اقرار جرم است و اگر در محاکم این محاکمه بشود که انشاءالله بشود، اینکه مىگوید (من آزادى به ملت دادم، آزادى به ملت دادم ) این ملت آزاد هست به حسب قانون اساسى، به حسب شرع ملت آزاد است، قانون اساسى ملت را آزاد کرده، حالا شما آزادى دادید!! معلوم مىشود که آزادى را گرفته بودید حالا مىخواهید بدهید، این اقرار به جرم است . یک صداى مردم و فریاد مردم این است که ما آزادى نداشتیم در زمان سلطنت این و پدرش. از اول تا حالا آزادى را به چشم خودشان جوان هاى ماندیدند، نمى دانند مزه آزادى چیست هر جا چشمشان را باز کردند یک پاسبان بالاى سرشان بوده یک نظامى بالا سرشان بوده، یک مامور دولت بالا سرشان بوده یک چپاولگر بالا سرشان بوده، ندیدند اینها، یک روز آزاد ندیدند، ما هم ندیدیم براى اینکه ما هم از زمان رضاشاه تا حالا هیچ مساله آزادى در کار نبوده، یک داد (فریاد) مردم این است که ما آزادى مىخواهیم، بچههاى کوچولو داد مىزنند آزادى، مردهاى بزرگ هم داد مىزنند آزادى، دانشگاهى هم داد، فریاد مىزند، غیر دانشگاهى هم فریاد مىزند، همه آزادى مىخواهند. ایشان سلب آزادى یک ملت را کرده، کسى که سلب آزادى ملت را کرده صالح نیست از براى سلطنت و بر فرض اینکه سلطنت این قانونى بوده، الان دیگر سلطان نیست ایشان.
دلایل محکم بر اثبات عدم صلاحیت شاه
علاوه بر این ما همه اینها را فرض مىکنیم که واقعیتى داشته و ایشان هم سلطان بوده و ایشان هم چه، الان تمام ملت مىگویند ما نمى خواهیم، الان گویند ما نمىخواهیم، الان مىگویند که مرگ بر این سلطنت پهلوى، این رفراندومى است که همه مردم، همه مردم در همه بلاد ایران دارند فریاد مىزنند که ما نمىخواهیم، بازارها را مىبندند عرض کنم که موسسههاى دولتى را تعرضى به آن مىکنند، نمىخواهند او را. شاه به حسب قانون اساسى به حسب راى ملت شاه هست، اگر ملت راى بر شاه ندهد، شاه نیست. الان ملت ما مىگوید که ما نمىخواهیم این را و یک جهتش هم این است که سلب آزادى ما را کرده، پنجاه سال پدرش و خودش سلب آزادى کرده وما او را نمىخواهیم.یک جهت دیگر این است که منافع ما را فروخته به غیر، ما هر چه داشتیم اینها دادند به غیر. خدا نکند که دوام پیدا کند سلطنت این چند سال دیگر. اگر یک چند دیگر سلطنتش دوام پیدا کند تمام این نفت ما را مىدهد به آمریکا و انگلستان و سایر ممالک دیگر. تمام نفت ما را دارد همین طورىدهد بدون اینکه معلوم باشد که این براى چه - این - خرج مىشود، چه جور هست. خوب، بله مىدانیم این را که از آمریکا اسلحه مىخرند، اسلحههایى که فقط براى این است که پایگاهآمریکائى درست بشود نفت ما