صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١٨٤
ما مکلفیم به اداى شرع مقدس
وقتى که یک شخصى غاصب یک مقامى شد و همانطورى که ائمه جور اینطور بودند، مثل معاویه و امثال اینها و تکلیف مسلمین بود بر اینکه این را از آن مقامى که دارد کنار بزنند و حکومت را دست آن کسى که باید و شرع مقدس تعیین کرده است تسلیم بکنند، الان هم بر مسلمین این مطلب واجب است، لازم است. ما هم یکى از افراد مسلمین هستیم که بر ما هم واجب است که جدیت کنیم و این را از این مقام پائین بیاوریم، احتمالش را هم مىدهیم که موفق بشویم، لازم نیست یقین بکنیم، ما احتمال این معنى را مىدهیم بلکه بیشتر از احتمال الان هست در کار که با این نهضتى که مسلمین کردهاند و همه با هم فریاد مىزنند که ما نمىخواهیم این را، این مطلب درست بشود و سقوط پیدا بکند انشاءالله و بر فرض اینکه حالا ما نتوانیم، زورمان به او نرسد همان است که حضرت امیر هم نتوانست، یعنى جنگ کرد و ١٨ ماه هم جنگ خونین که از طرفین عده زیادى، همه اینها مسلم بودند، از طرفین، هم آنها مسلم بودند و هم اینها مسلم بودند، آنها مسلم فاسق بودند، اینها مسلم عدالتخواه بودند، اینها با هم جنگ کردند و عرض مىکنم که موفق نشدند به اینکه معاویه را از حکومت کنار بزنند. ما از اینکه یک عدهاى از ما کشته بشود یا ما یک عدهاى از آنها را بکشیم باکى نداریم براى اینکه ما روى تکلیف داریم عمل مىکنیم. خداى تبارک و تعالى ما را مکلف کرده که با اینطور اشخاص، با اینطور ظلمه، با اینهایى که اساس اسلام را دارند متزلزل مىکنند و همه مصالح مسلمین را دارند به باد مىدهند، ما مکلفیم که با اینها معارضه و مبارزه بکنیم، اگر یک وقتى هم دستمان برسد، دست به تفنگ مىکنیم و معارضه مىکنیم خودمان تفنگ به دوشمان مىکنیم و معارضه مىکنیم. هر وقت متقضى بشود و دستمان هم به مقتضیاتش موفق بشود ما باک از این نداریم که ده نفر، بیست نفر، صدنفر، البته هم بیشتر از ده هزار نفر، بیشتر از بیست هزار نفر تقریباً در این جنگها در این ١٨ ماه کشته شد لکن زمان پیغمبر هم این طور بود. پیغمبر هم وقتى که یک حکومتى را مىخواست کنار بزند، این کفار قریش را مىخواست کنار بزند، خوب جنگها را کرد و در یک جنگهائى موفق شد و در یک جنگهائى هم شکست خورد و آدم کشته شد و اشخاص بزرگ مثل عموى پیغمبر مثلاً کشته شد،، در جنگ چیز عمار یاسر کشته شد، آن مرد بزرگوار، آنقدر کشته دادند. در این اصل هیچ اشکالى براى ما نیست که ما کشتهدهیم.
ملت، متحول شده است
بعضىها نق مىزنند که خوب کشته دادید چرا؟ ما تکلیفمان این است. چه شد؟ اولا" شد خیلى از چیزها. یک ملتى که یک پاسبان اگر توى بازارش مىآمد و مىگفت ببندید، بستند، با یک امر پاسبان توى بازار تهران، بزرگترین بازارهاى ایران، یک پاسبان، چند تا پاسبان مىرفت به آنها مىگفت که ببندید، امروز روز چهارم آبان است، مثلاً چه شده، باید ببندید، باید بیرق بزنید، تخلف نمىکردند، اصلاً توى ذهنشان نمىآمد که مىشود تخلف از پاسبان کرد. اگر یک صاحب منصبى با