صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١٨٢
تاریخ: ٢٧/٨/٥٧
سخنرانى امام خمینى در مورد ضرورت قیام بر علیه ظلم به عنوان یک فرضیه و عمل بى چون و چرا به تکالیف مقدس الهى
تکالیف ما، نتایج و احتمالات پیروزى
بسم الله الرحمن الرحیم
در این مسائلى که ما و شما وارد هستیم، در آن که اصولش سه تا مساله است: یکى نبودن محمدرضا خان و این سلسله، سلسله پهلوى و یکى نبودن اصل رژیم سلطنتى و یکى هم استقرار حکومت عدل اسلامى، جمهورى اسلامى. در همه مسائلى که انسان اقدام مىکند یک جورش اینطور است که، یک قسم از مسائل اینطور است که انسان باید ملاحظه کند که در این عملى که مىکند نتیجه حاصل مىشود؟ نمىشود؟ آیا مىرسد به این مقصدى که دارد؟ نمىرسد؟ اگر مطمئن شد که به آن مقصد مىرسد، اقدام مىکند، اگر مطمئن نشد، اقدام نمىکند. یک قسم از مسائل اینطورى است. یک قسم از مسائل هم هست انسان تکلیف دارد از طرف خدا که اصل مطلب یک تکلیفى هست و نتایجى هم احتمال رود حاصل بشود و احتمال هم مىرود حاصل نشود. در این مسائل که آدم تکلیف دارد که اقدام بکند، دیگر نباید ما در آن مسائل علم به اینکه یک نتیجهاى، یک مطلبى را که ما مىخواهیم حاصل مىشود، این لازم نیست علم پیدا کند، انسان دنبال این است که آن تکلیفى که به انسان شده است، به آن تکلیف عمل بکند.
جلوگیرى از ظلم یک تکلیف شرعى است
حضرت امیر (سلام الله علیه) که قیام کردند بر ضد معاویه البته مىخواستند به اینکه معاویه را از مقام خودش کنار بزنند و یک حکومت آدم عادلى را، آدمى که فاسق است و مال مردم خور است آن را بزنند کنار و یک آدم صحیحى را به جاى او بگذارند در شامات و سوریه و آنجاها. لکن جلوگیرى از ظلم معاویه یک تکلیف شرعى بود که باید قیام کنند به این امر و به مردم بفهمانند که این ظالم است و باید اینطور اشخاص دفع بشوند و ایشان قیام کردند و منتهى به این شد که موفق نشدند به اینکه او را از آن مقامى که داشت منحطش کنند. حضرت سیدالشهدا قیام کردند بر ضد یزید و شاید (همانطور هم بود که) خوب، اطمینان به این بود که موفق به اینکه یزید را از سلطنت بیندازند نشوند، این اخبارش هم اینطور است که ایشان مطلع بودند بر این مطلب، در عین حال براى همین معنا که بر ضد یک رژیم