صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١٧٦
بود به اینکه از بىآبى صبح که مىشود بچه که چشمش به هم به واسطه تراخم چیز شده، با بول چشم او را باز مىکنند. شما تهران را نگاه نکنید چهار تا خیابان را درست کردند و چه مىکنند، به رخ دیگران مىکشند که خیر، مرفه و مرفه، مملکت را باید، همه مملکت را باید نگاه کرد. آن دور افتادهها را نگاه کن. شما در خود تهران این زاغهنشینها را ملاحظه کنید اینها چه مىکنند، چه زندگىاى دارند. داد مملکت، ملت ایران که بلند شده است براى یک همچو وضعى است که الان پیش آوردند اینها از آن طرف در بلندگوهایشان و در تبلیغاتشان هى تا رادیو را باز مىکردند (اعلیحضرت آریامهر) شما شاید پیدا نمىکردید که یک جائى که تا باز مىکنند (اعلیحضرت چه کرد، و الا حضرت چه کرد) از آن طرف آنهمه حرفها بود، از این طرف مردم را اینطور ضعیف و ذلیل و بیچاره نگه داشته بودند و همه گرسنه و بیچاره، یک عده هم البته مرفه داشتند از باب اینکه از خودشان بود یا اینکه روابطى با خودشان داشت یا خیر، فرض کنید یک دسته هم اینطور بود.
ایستادگى و مقاومت مردم در برابر حکومت نظامى و کودتاى آمریکائى
در هر صورت الان مردم دیگر گوش به این حرفها نمىدهند، حکومت را نظامى کنید، همین است که هست، دولت را هم نظامى کنید، خوب همین است که هست نظامى هست الان دیگر، حالا تو تغییرش بده اسمش را دولت بگذار. الان مدتهاست که ایران با حکومت نظامى دارد مىگذراند، چند تا شهرش رسماً نظامى است، بقیهاش هم غیر رسمى نظامى است. خوب غیر نظامى در کار نیست. مگر تو مىتوانى بدون سرنیزه زندگى کنى؟ تو یک روز سرنیزه را بردارند به باد فنا خواهى رفت. نمىتوانى زندگى کنى.
حالا فرض کنید که آمریکا نفشهاش هم این باشد که بعد از این یک دولت دیگرى در کار بیاورد و شاه را ببرد و یک کودتاى نظامى بکند، همین نظامى است و همین بساط و همین کشتار و همین کردار، مردم هم همانند که هستند. دست برنمىدارند مردم، مردم مىخواهند از زیر این بار بیرون بیایند. باید فکر بکنند، باید رها کنند ایران را، باید بروند سراغ کارشان رها کنند ایران را. انشاءالله خداوند همهتان را توفیق بدهد. موفق باشید انشاءالله.
والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته