صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١٧٢
عدم دخالت اراده مردم در تفویض قدرت به مدعیان سلطنت
زمانى که مشروطه بوده، تا حالا هم چنین چیزى نشده از اول مشروطه که زمان مظفرالدین شاه بود تا الان که زمان شماها هست این چند نفر از سلاطین که آمدند که بعد از مظفرالدین شاه که یک چند وقتى هم محمدعلى میرزا بود و یک مدتى هم احمدشاه بود و بعد هم رضاشاه، شاه شد، بعد این شد، از آنوقت تا حالا به این ماده قانون هیچ عمل نشده. اینکه موهبتى است الهى که ملت اعطا مىکنند به شخص سلطان، ایشان بیایند یک شاهدى بیاورند که یک ملتى، یک دهى را ایشان چیز بکنند، یک ده را اگر ایشان درست کردند که، اما آزاد بگذارند مردم را / نه اینکه / خوب ممکن است همه مردم رابا سرنیزه وادار کنید که راى بدهند، نخیر اینها آزاد بگذارند مردم را یعنى سرنیزه را بگذارند کنار و بیایند مثل یک آدم عادى در میدان و بگویند که آقا به کى راى مىدهید. اگر یک ده به ایشان راى داد ما تصدیق مىکنیم که ایشان سلطان السلاطین هستند اما نیست همچو چیزى، نه راى دادند تا حالا، نه به این ماده از قانون تاکنون عمل شده است، نه در زمان سابق، نه در زمان سلطنت ایشان، به این ماده قانون عمل نشده است. بر فرض اینکه این اشکالاتى که ما راجع به این ماده داریم اینها را غمض عین کنیم لکن عمل نشده به این ماده. یک ماده معطلى است، مثل خیلى از مواد قانون اساسى معطل است. از اول عمل نشده تا حالا به آن. خوب روى این زمینه که سلطنت این آقا قانونى نیست، اولا" یاغى است، کسى که سلطنتش قانونى نیست و آمده به زور دارد سلطنت مىکند، به حسب قانون اساسى ایشان یاغى است، ایشان باید محاکمه بشود که چرا آمدى، چر ادعاى سلطنت تو دارى مىکنى؟ چرا تاجگذارى کردى؟ چرا مردم را چه کردى؟ چرا مالیات گرفتى؟ چرا حقوق سلطنت گرفتى؟ همهاش چرا،همهاش چرا. ایشان هم جواب ندارد بدهد و مهم این است که کلیه قراردادهائى که از زمان مشروطه تا حالا شده کلیه قراردادها باطل است به حسب قانون اساسى براى اینکه قانون اساسى مىگوید که باید مجلس باشد به آراء مردم و سلطان وقت که قسم خورده است براى مردم و وفادارى و کذا و کذا، او هم امر بکند به اینکه انتخابات آزاد چه بشود و انتخابات درست بشود و بعد از انتخابات، آنها راى به مثلاً هر چه دادند با قواعد دیگرى که هست از قانون اساسى و متمم قانون اساسى آنوقت قانونیت پیدا مىکند.
حق تعیین سرنوشت مملکت و انتخاب وکلاى مجلس به عهده سفارتخانهها یا ملت؟! این قراردادهائى که در زمان مشروطیت، چه زمان مظفرالدین شاه و چه زمان احمدشاه و چه زمان این دوتاى دیگر، تمام این قراردادها که شده است، نه سلطانش سلطان قانونى بوده به حسب قانون اساسى، نه مجلس، مجلس قانونى بوده. اما سلطان قانونى نبوده است که عرض کردم که مردم راى هیچ وقت ندادند بر سلطنت ایشان، ایشان باید خودشان قبول داشته باشند منتها اینهاگویند که اصلاً ملت زائیده که شده است، هر بچهاى که آمده است، او سلطنت را میل دارد! دوست دارد! الان هم که مردم دارند فریاد مىزنند که مرده باد شاه، باز اگراز ایشان بپرسى، مىگویند مردم