صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١٧٠
وقتى بودهاند اما حالا دیگر نیستند، تمام شد. مهندسهایشان مهندسین ایران بودهاند، نه مهندس ایران هستند. در قانون آنطورى که حالا اینها به آن تشبث کردند این است که سلطنت یک موهبتى است الهى که ملت ایران به شخص سلطان مىدهد. خوب روى این میزان باید همین ملتى که الان ملت است، این سلطنت را بدهد، آنهایى که فرض کنید در ٥٠٠ سال پیش از این دادند، ما فرض کنیم ٥٠٠ سال پیش از این آنها به علم غیب مىدانستند که محمد رضاخان در سنه کذا مىآید در ایران و آنها روى آن علمى که داشتند در آنوقت گفتند که سلطنت مال آن محمدرضا خان است که بعد از ٥٠٠ سال مىآید، آنها ملت ایران نبودند، ملت ایران در زمان خودشان بودند الان باید ملت ایران اعطا کند یک چیزى را به او، الان ملت ایران عبارت از اینهاست که موجود هستند،اینها ملت ایرانند. اگر این ملت ایران به حسب این قانون اساسى که مورد تمسک ایشان است، اگر این ملت ایران الان به ایشان راى دادند و گفتند شما سلطان باشید به حسب این ماده قانون اساسى ایشان مىشود سلطان. این ملتى که الان هستند که راى ندادند به او، کدام یک از این ملت راى داده به ایشان؟ حالا ما آنهایى که رایشان را پس گرفتند نمىگوئیم، براى اینکه مردم مىگویند (نه) حالا ما قبل از اینکه آن مطلب را بگوئیم، مىگوئیم که شما مىگوئید که قانون اساسى مىگوید که سلطنت موهبتى است الهى که ملت به شخص سلطان مىدهد، ملت باید به شخص سلطان، یعنى آنوقتى که به سلطان مىخواهند بدهند، باید اسمش ملت باشد که بدهد. آنهائى که ٥٠٠ سال پیش از این به جد اعلاى مثلاً یک سلطانى راى دادند، نسبت به آن سلطانى که راى دادند ملت ایران بودند و راى دادند بر یک مصداقى که، شخصى که عبارت از آن سلطان بوده است، بسیار خوب، به حسب قانون اساسى آنهایى که در آنوقت راى داده بودند به ایشان، به آن آدم، او شد سلطان، اما نسبت به آن اشخاصى که در آنوقت بودند، نسبت به این آدمى که حالاست که راى ندادند، بر فرض اینکه راى داده بودند، حالا ملت ایران نیستند، راى داده بودند، خودشان پوسیدند و راىهایشان هم پوسید تمام شد رفت پىکارش، نه خودشان الان هستند نه راى آنها دارند. الان مىتواند کسى بگوید که آراء اشخاصى که در ٥٠٠ سال پیش از این است، آرایشان عبارت از این است حالا؟ خوب راى ندارند حالا، همه فوت شدند، خدا رحتمشان کند.
تفویض سلطنت (این موهبت الهى!!) به سلسله پهلوى با آراء ملت یا کودتا و سرنیزه؟!
به حسب قانون اساسى ملت راى به ایشان ندادند براى اینکه ملت اجتماع بر این معنا (همهمان مىدانیم که) نکردند که راى بدهند به ایشان. ما فرض مىکنیم که آنها راى داده باشند، یعنى آن طبقه جلویى که زمان رضاخان بودند، آن طبقهاى که زمان رضاخان بود الان از آنها نیست الا چهار، پنج تا، ده تا، صد تا پیرمرد که اینها ملت ایران نیستند، الان ملت ایران را این طبقهاى که الان موجودند تشکیل کردهاند. خوب ما از این طبقهاى که موجودند که اینها ملت هستند، آنها دیگر حالا ملت ایران نیستند یعنى آنهائى که رفتند و فوت شدند ملت ایران نیستند و پدران ما ملت ایران نیستند، ملت ایران الان ماها هستیم که موجود هستیم، ماهائى که موجود هستیم، شما در تمام ایران بگردید و ببینید که کى راى