صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١١٤
نمىکند. شما نمىتوانید اداره کنید، وقتى نتوانستید همه ناراضى، تاجر بروى ناراضى، کاسب بروى ناراضى، ادارى بروى ناراضى،ارتش بروى ناراضى. شما خیال کردید که همه ارتش مثل این چند تا الدنگ هستند که به جان مردم افتادند؟ نه همه اینطور نیستند، آنها به ما پیغام دادهاند (ما حاضریم، چه) پیغام دادند، اگر وقتش شد آنها هم حاضرند براى کارها. کى را شما راضى قرار دادید، شما چهار نفر را راضى کردید که به جان مردم افتادهاند دارند مال و جان مردم را از بین مىبرند. این چهار نفر را با پول راضى کردید، یا پول نفت ما را به اینها خوراندید یا چیزهاى دیگر منافع مملکت ما را به جان مردم ریختند، ما مىخواهیم اینها را بیرون بریزیم از مملکتمان، اینها بروند سراغ کارشان. تا حالا چاپیدند بس است. بعد بروند جاى دیگر بچاپند. وظیفه ایرانیان مقیم خارج آگاه کردن دنیا از خیانتها و جنایات شاه و اجانب در ایران شما همه موظفید که مطالب ایران را بگوئید براى مردم، بگوئید براى این اروپائىها، براى این آمریکائىها، مطالب را به آنها بگوئید، حالیشان کنید که مملکت ایران وضعش این است، یک مملکت ناراضى الان پیدا شده است و این مملکت ناراضى با دست آمریکا و شوروى و با نوکرى محمدرضا خان پیدا شده است اینها و پدرش که مثل این بود یا یک خرده بهتر از این شاید، شاید. بگوئید آقا، با هر کس ملاقات مىکنید بگوئید مسائل ایران را. اینها بد معرفى کردهاند ایران را، اینها معرفى کردهاند که اینها یک مردم وحشى هستند که نمىگذارند اداره بشود مملکت شماها وحشى هستید که نگذاشتید این مملکت ما دست خود ما باشد تا ادارهاش بکنیم - شما- هر جا شما دست مىگذارید دست آمریکا آنجاست. این مملکت، ارتش را دست مىگذاریم ٦٠ هزار نفر یا ٤٥ هزار نفر مستشار آنجا هست، حالا دارند کم کم مىروند، فرهنگش را دست بگذاریم دست اینها تویش بوده، مجلسش، مجلس از خود اینهاست، افرادش شاه با لیست اینها تعیین شده، شاهش با دست خود اینهاست، همهاش با دست اینهاست. ما چه چیز داریم دیگر؟ ما هیچ چیز نداریم الان، اقتصاد ما داریم؟ همهاش دست اینهاست، همهاش با خیانت این مرد و جنایات آنها، اربابها دارد مىشود. ما مىخواهیم یک مملکتى باشد دست خود شماها، دست این سروپا برهنههائى که دارند گرسنگى مىخورند براى اینها فکر بکنید شماها، مىخواهیم دست یک دستهاى بیفتد که اینها شرافت انسانیت داشته باشند، اعتقاد به یک خدائى و یک روزى که حسابها کشیده مىشود داشته باشند - نه مثل اینها که اصلاً خدا نشناسند - تا براى این فقرا یک کارى بشود، براى خود مملکت یک کارى بشود، از دست این نفتخورهاى مفتخور یک قدرى نجات پیدا کنیم ما. شما موظفید که به هر جا مىروید، با هر کس تماس پیدا مىکنید، این درد این مملکت را بگوئید و درمانش را هم که رفتن این مردک و عرض کنم به هم خوردن این رژیم باطل و دست برداشتن اجانب از سر ما، این هم درمانش است. اگر این درد برود آن درمان پیدا بشود که آنها بروند و این هم برود - همهشان دردند و مثل یک غده سرطانى مىباشند - و اینها را ما قطعشان