صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١١٢
به حال این ضعفا و طبقه سوم یک فکرى بشود، نه مثل حالا که همه قدرتها را روى هم گذاشتند، یک عدهاى مىخورند تا تخمه مىکنند، یک عدهاى از گرسنگى ریختند اطراف تهران و نه آب دارند و نه برق دارند و نه نان دارند و نه چیزى دارند (مىخواهد عدالت باشد) بله اینها مرتب صداى عدالت اجتماعى و احکام مبین اسلام را مىگویند، این حرفها را مىزنند اما ادعاست. مىآیند در مقابل ملت و توبه مىکنند لکن فریب است این. فریب نباید بخورد این ملت و نمىخورد (تا حالا ما اشتباه کرده بودیم و از این به بعد دیگر اشتباه نمىکنیم) کى همچو التزامى داده که شما اشتباه نکنید. اشتباه که نبوده، عمداً این مال ملت را دادید به آمریکا و شوروى خورده است، عمدى است این کارها، اشتباهى نیست. میدانید دارید چه میکنید، عالم، عامد با همه توجه به اینکه این مال، مال ملت است و این آمریکا دشمن این ملت است و این مال ملت را به این دشمن ملت مجانى دادید. شما عالمید، نه اینکه اشتباه بوده. بعد از این هم همین کارها را مىکنید و ممکن است که بعد از این باز بیائید بگوئید من اشتباه کردم. شما اشتباه نکردید، شما عمداً مال این ملت را به دیگران دادید برخلاف مصلحت ملت و ما یک حکومتى مىخواهیم که روى مصالح این ملت کار بکند.
اشخاص صالح، مجرى قوانین شرع الهى بعد از سرنگونى حکومت شاه
البته ما دستمان به حکومتى که مثل پیغمبر باشد که دیگر نمىرسد تمام شد دستمان به یک حاکمى مثل على بن ابیطالب که نمىرسد. اینها را ما حالا نمىخواهیم بگوئیم که ما مىخواهیم على بن ابیطالب سلام الله علیه بیاید ما از کجا پیدا کنیم یک همچو چیزى اما ما میخواهیم یک حکومتى باشد که لااقل تبع قانون باشد، تبع قانون اسلام باشد، تبع قوانین مجعوله صحیح باشد.اینها از اول که آمدند برخلاف قانون آمدند و تا آخر هم برخلاف قوانین رفتار مىکنند از اول نه شرع مقدس با اینها موافق بود نه قوانین جارى مملکت موافق با اینها بود، تا حالا هم هر چه کردند، بر خلاف قوانین کردند، برخلاف شرع مقدس کردند، بر خلاف رضاى خدا کردند، برخلاف رضاى مردم کردند، ما مىخواهیم یک دولتى تشکیل بدهیم، دولتش مشکل نیست که خیال مىکنند که این را ما از آسمان مىخواهیم یک دولتى بیاوریم، نخیر توى همین زمین اشخاصى هستند که مىتوانند به عدالت رفتار کنند، اشخاصى هستند که شریف هستند، در همین زمین، در همین ایران، در همین خارج، در همین داخل ما داریم اشخاصى که اینها مىتوانند اداره بکنند مملکتشان را، مىتوانند که عدالت کنند بین مردم، مىتوانند مردم را به عدالت وادار کنند، مىتوانند تنظیم کنند امور مملکت را نه به این اختلاف و این به هم خوردگىاى که الان هست مىتوانند اقتصاد مملکت را مهار کنند.
ما داریم چیز، خوردنها زیاد است، حلقومها خیلى گشاد است. تمام نفت را در یک حلقوم، دو تا حلقوم فرو مىبرند، البته مملکت دیگر ورشکست مىشود. آنقدر بخور هست که هر چه در آید از این مملکت، این بخورها زیادتر دهانشان باز است و حلقومشان باز است. ما مىخواهیم این حلقومها را ببندیم، این مردمى که حلقومهایشان خیلى کوچک است، به اینها یک تقسیمى بشود، یک چیزى به اینها