صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١١
در همین جا است که (نه، به من زیادتر از این نباید احترام کنى، قضاوت باید همچو هر دو على السواء باشیم) یکى یهودى بود و یکى هم رئیس عرض مى کنم که از ایران گرفته تا حجاز تا مصر تا عراق، قاضى رسیدگى کرد و حکم بر ضد حضرت امیر داد. شما پیدا بکنید در تمام دورههاى سلطنتها و رئیس جمهورها و اینها یک همچو وضعى که یک رئیسى با یک یهودى که تبعش بوده و با آن قاضىاى که قاضىاى بوده است که خودش رعیت است آن قاضى، شما پیدا کنید یک همچو قضیهاى در تمام جمهورىها، در تمام سلطنتها، در تمام رژیمها تا ما بگوئیم رژیم اسلام یک رژیمى است که پائینتر از سایر رژیمهاست. ما که رژیم اسلام را مىخواهیم. یک همچو چیزى مىخواهیم. ما که مىگوئیم حکومت اسلام، همچو چیزى مىخواهیم. ما مىخواهیم یک حکومتى باشد که اگر قاضى دادگسترى او را احضار کرد، برود آنجا. حالا به اعلیحضرت مىشود گفت که شما، یک کسى بگوید که شما مال مرا غصب کردید؟! یکى از این مازندرانىها برود بگوید که شما مال مرا غصب کردید؟! قاضى جرات مىکند؟! حالا هم حتى، حالا هم که همه بچهها دارند داد مىزنند که مرگ بر شاه، همین حالا هم جرات مىکند قاضى که احضاریه بفرستد براى اعلیحضرت؟! حالا چند سال پیش از این را که مىدانید چه مصیبتى بود. رئیس جمهورى اینجا چطور، قاضى، قاضى دادگسترى احضارش میکند؟ احضار کرد، مىرود آن محضر؟ بنشیند حکم بر خلافش بکند، بىچون و چرا قبول مىکند؟ ما که مىگوئیم حکومت اسلام، اینها تبلیغات مىکنند که اینها مىخواهند هرج و مرج کنند. این هرج و مرج است که ما مىخواهیم ما این را مىخواهیم، ما مىخواهیم یک حاکمى در همه ایران (اگر انشاءالله موفق بشوند مسلمین) در همه ممالک اسلامى، یک حکومت باشد آنجورى، یک حکومت باشد که مال مردم را نخورد، یک حکومت باشد که براى قانون متواضع باشد یعنى سر پیش قانون فرود بیاورد، قانون هر چه گفت قبول بکند، نه اینکه قانون براى مردم عادى باشد، قدرتمندها از قانون مستثنى باشند. الان مالیات قدرتمندها نمىدهند، تقسیم اراضى قدرتمندها نشده است، قدرتمندها، این حرفها نیست. علم تا پریروز هم همه املاکش سر جاى خودش بود براى اینکه وزیر دربار بود و نخست وزیر بود نیست این حرفها حرف است این حرفها، اصلاحات، بازى بود این حرفها انقلاب سفید همهاش بازى بود.
تبلیغات طویل المدت اجانب براى جداسازى صفوف مردم از روحانیت
من حالا خسته شدم لکن به شما آقایان عرض بکنم تبلیغات سیصد ساله است که اسلام را، مسلمین و اسلام را از هم جدا کرده. تبلیغات قریب سیصد ساله است که روحانیین را با شما جدا کرده. روحانیین در زمان رضا شاه پهلوى سوار اتومبیلشان نمىکردند. مرحوم حاج شیخ عباس تهرانى رحمه الله گفت من عراق مىخواستم سوار اتومبیل بشوم شوفر گفت که ما دو تا طایفه را سوار