صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٧٣
و کوهستانها هستند، اینها را مىخواهند کوچ بدهند به شهرها تا بتوانند کنترل کنند اینها را یعنى هر وقت اینها بخواهد صدایشان درآید با توپ و تانک بتوانند اینها را کنترل کنند، اما اگر چنانچه در جاهاى مرتفعات باشند اینجا نمىشود کنترل کرد، یک وقت مىبینى تمام قشرها برخلاف قیام مىکنند و آن وقت سرایت مىکند به همه جا. حالا یا این است نکتهاش، یا نکته (استفاده) است که همه را به دست چپاولگرهاى شرق و غرب بدهند. هر چه هست الان وضع ایران یک وضعى است که نظیر نداشته است یعنى اگر از حیث جنایات، آدمکشى و اینها نظیر داشته از حیث این جور منافع ایران را به باد دادن، شما نمىتوانید نظیر برایش پیدا کنید در اعصار سابق برسیم تا هر جا مىخواهید جلو بروید، یک همچو موردى که تمام مراتع خوب ایران را به غیر داده باشند و به شرکتهاى خارجى داده باشند، تمام شیلات ما را، شیلات ایران را، هم طرف جنوبش را، هم طرف شمالش را از دست مردم گرفتهاند و شرکتهاى خارجى دارند اداره مىکنند، اینجا نوشته است هفت هزار نفر در شمال کشته شده است تا شیلات را دولت ملى کرده به اصطلاح خودش و ضبط کرده و داده دست شرکت هاى بزرگ. آن نفت ما، آن ماهیگیرى، شیلات ما، آن مراتع ما، آن جنگل هاى غنى ما، جنگلها را شما خیال کردید ملى کردند یعنى به نفع ملت. این لفظ است، ملى کردن مثل همان دروازه تمدنى است که مىگوید، این هم یک لفظى است که القاء مىکنند، واقعیت ندارد. بعضى از جنگلهاى بسیار خوبى که چوبش براى همه چیز خوب است به یک شرکت رومانى دادند و آنها دارند مىخورند. ایشان در این نطقش گفته بود که سابقاً پیش از این، یک چند سال پیش از این ایران بین دو منطقه روس و انگلیس تقسیم شده بود و ما آمدیم و چه، آخر این حرفها من نمىفهمم چطور او شعورش نمىرسد، یا مىرسد و مىخواهد این چند نفر را اغفال کند؟ پس چرا در رادیو مىگوید؟ ما ایران را نجات دادیم از این دو منطقهاى؟ خوب شما چطور ایران را نجات دادید؟ شما که الان مراتعتان را یک مقدارش را خانم انگلیسى با دارودستهاش دارد مىخورد، یک مقدارش را هم که آمریکا و صهیونیستها دارند مىخورند، یک مقدارش هم که خودتان و بچهها و زاد و ولدتان دارید مىخورید، این چه ملى شدنى است؟ این چه نجاتى است که ما همه منافع مملکتمان را باید به آنها بدهیم و خودمان خدمتگزار باشیم براى آنها باز؟ ملت ما باید خدمت کنند و همه منافع خودشان را منافعى که از دستشان پیدا مىشود، از هوششان پیدا مىشود، از هوششان پیدا مىشود تسلیم آنها بکنند؟ (ما نجات دادیم ایران را، کجا نجات دادید ایران را؟ شما ایران را به باد دادید تا آخر، شما فرهنگ ایران را بکلى از بین بردهاید. ما اگر یک طبیبى حالا بخواهیم باید برویم به انگلستان، هر چند روز یک نفر راه مىافتد مىرود انگلستان براى معالجه، خوب اگر ما طبیب داشتیم چرا انگلستان مىرفتیم؟ شما دانشگاه را از بین بردهاید، الان ما دانشگاه نداریم، یک صورتى است و نمىگذارید هم حتى این صورت محفوظ بماند، چه بکنند بیچاره دانشجوها؟ آن استادان دانشگاه چه بکنند از دست این هیولا؟ همه حیثیات ایرانى یک حیثیت انگلى است، تمام حیثیت ایران را این آدم به باد داده و انگل کرده، آنقدر که شده استفاده بشود داده به شرکت هاى بزرگ و یک قدرى هم با اجازه آنها خودش و دارو دستهاش خوردهاند و این بیچارههایى که در روستاها بودند و به قول خودش