صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١٢٣
و اینهم عرض کنم که من مزاجم اقتضاى این که هر روز بیایم اینجا با این وضعى که الان هست، نمىکند و من الان خسته شدهام و گفتم چارهاى ندارم که با آقایان صحبت بکنم. من معذرت مىخواهم از آقایان که نمى توانیم بیایم. اولاً که این را عرض بکنم که من از اولى که داخل در این باغ شدم اجازه دخالت به کسى ندادم، به نزدیکان خودم هم اجازه دخالت هیچ وقت نمىدادم، خودم مستقل بودم در کارهایم، خودم هر کارى را مىخواستم مىکردم و هر کارى را نمىخواستم نمىکردم و بر اثر تشخیص خودم و تفکر خودم کارها را انجام مىدادم. خیال نکنید که من این جا حالا آمدم مثلاً ارتباط خاصى با کسى داشته باشم یا کسى در کارهاى من دخالت بکند و من هم تقلید بکنم از او. این حرفها نیست در کار، کدورتى نداشته باشید از این جهت که من مثلاً اگر رفتم بیرون براى استراحت، این یک چیزى بوده است که من مثلاً به آقایان رسیدگى نکنم، خدمت آقایان نرسم، نه در خدمت همه آقایان هستم و آن جا هم، منزلم درش باز است، هر کس از آقایان که بخواهد بیاید آنجا لکن از اینکه بیایم در این محل، این جا باشم و یا این که آن جا هر روز بلند شوم بیایم این جا، از این معذرت مىخواهم براى این که مزاج من چنین اقتضائى ندارد و من باید برگردم آن جا و استراحت بکنم و انشاءالله خودم را حاضر کنم براى خدمت به همه آقایان.
والسلام علیکم و رحمة الله وبرکاته