صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٢٨١
بیانات امام خمینى در مورد عوامفریبى و تشبثات رژیم شاه
دولت آشتى ملى خدعهاى براى خوابانیدن نهضت
بسم الله الرحمن الرحیم
نهضت اسلامى ایران به اوج خودش رسیده است و مرتبه شکوفائى را دارد طى مىکند. شاه انواع تشبثات را مىکند و کرده است یکى از تشبثات او این بود که یک دولتى پیش آورد، یک دولت آشتى! و دولت آشتى همان بود که از زمان انتقالش تا حالا هزارها از جوانهاى ما را کشتند و به خاک و خون کشیدند و سرتاسر ایران را به عزا نشاندند و مىخواستند که با صورت آشتى مردم را اغفال کنند و لهذا دولت اعلان آشتى داد و گفت تاریخ هم همان تاریخ قانونى اول، اسلامى. از قانون گبرها دست برداشتند و از حزب رستاخیز هم دست برداشتند، بعد هم از قراردادهائى که راجع به اسلحه کرده بودند تخفیف دادند، از قراردادهاى اتمى هم لغو یا تخفیف دادند. اینها همه خدعههائى است که اینها مشغول هستند که این نهضت را بخوابانند و این موجى که در ایران پیدا شده است و مثل سیل خروشان همه چیز را دارد به باد مىدهد، آنها این سیل را خاموش کنند، شعله قلوب را خاموش کنند و ابتدایش هم ممکن است یک ملایمتهائى بکنند و یک به اصطلاحشان آزادىهاى فضاى باز آزادى هم یک صورتى درست بکنند و دنبالهاش آنچه که این امور سرد شد و این زبانههاى آتشى که الان در ایران بلند شده است خاموش شد، دنبالش - بعد از مهلتى که پا را محکم کردند به جاى خودش و خاطر جمع شدند که یک همچو نهضتى دیگر نخواهد بپا شد - همچو حمله بکنند و همچو به همه جهات ملت صدمه وارد بیاورند که نه جناح روحانى و نه جناح سیاسى و نه دانشگاه و نه بازار، دیگر تا آخر نتوانند نفس بکشند.
به شاه، این افعى زخم خورده مهلت ندهید
الان این وضعى که ایران پیدا کرده است این افعى را زخمى کرده، آن چیزهائى که او در مغزش پخته بود همیشه که منم و دیگر ملت هم همه هوادار من، شاهدوستى در سرتاسر ایران هست، همه به حکم من هستند و کسى مخالف با من نیست، نمىشود باشد! اینها همه فروریخت، این کنگرههاى خیالى که به مردم جا زده بودند، واقعیتى نداشت و لیکن یک الفاظ خوشگل بزککردهاى تسلیم مردم مىکردند، پردهها تا یک حدودى پس رفت و این کنگرههاى بلند خیالى که درست کرده