صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٢١٨
این آتش سوزىهاست خوب! یک دسته مردم بیچاره که رفتند توى سینما، البته سینماى ایران جاى، رفتن نیست، این یک - چیزى است که - مصیبتى است که بر ایران وارد است که جوانهاى ما را این سینماها ضایع مىکند، خراب کند لکن یک عده مردمى که رفتند در آنجا، اینها چه کرده بودند که لایق این بودند که باید در آن را شهربانى بیاید ببندد و اگر بخواهند مردم باز کنند، اجازه بازکردن ندهند؟ موارد معلومىاست که با نقشه مواد آتشسوزى را گذاشته بودند آتش بزنند، یک مردم بیچاره را در آن جا بسوزانند و خاکستر کنند. تمام مقصد این بود که بگویند: اینها را که خرابکارها کنند. خوب خرابکارى هم حدى دارد که خرابکارى بکنید و گردن خرابکار بگذارید. یک همچنین مردمى هستند اینها. ایرانىها مبتلا به یک همچو رژیمى هستند. حالا هم که در کرمان آن فضاحت را در آوردند در مسجد ریختند مردم را یک دستهاى خفهشان کردند به وسیله گازها و چیزها، یک دستهاى را کشتند. بچه و زن و مرد و بزرگ را، مسجد را همه چیزش را آتش زدند، معبد مسلمانها را، بعد هم ریختند توى بازار و بازار را آتش زدند و غارت کردند. حالا تازه مىگویند که بناست بفرستیم تحقیق کنند چه کسى چنین کارى را کرده است! کى را بفرستند که تحقیق کند؟ همان که فرستادند تحقیق کرد در آبادان چه کسى چنین کارى کرده؟! آن ظالمى که این کار را کرده است، اعلیحضرت خواهند او را مجازات کنند؟ آن آقا خودت هستى. مبداء همه ظلمها، مبداء گرفتارى مردم خود ایشان هستند.
اگر ملت ایران همت نکند و زود کلک این را نکند خیلى کارها این مىخواهد بکند. باید به داد ملت رسید. باید هر کس در هر جا هست کمک کند به این ملت والا این مرد اساس همه چیز را خواهد برد. حالا بعد از این که در کرمان آن فضاحتها را کردند و به اسم نمىدانم کولى وکذا (کولىتر از خودشان هیچ کس نیست) به اسم این حرفها، حالا تازه بله، فرستادهاند براى این که تحقیق کنند،ببینند که چه کسى همچنین کارى راکرده و کى همچنین ظلمى کرده آقا دیگر ملت باورش نمى آید این حرفهاى شما را. همان اولى که در آبادان این کارها شد خود مردم آبادان ریختند بیرون فهمیدند که آنها خودشان کردهاند براى این که شواهد بود اگر کسى و اگر یک آدم شلوغکارى مىخواست این کار را بکند با این نظم آتشسوزى را با این نظم درست کند و مواد آتشزا را با این نظم درست بکند و بعد هم در این جا را ببندد و اجازه ندهد که کسى بیرون بیاید نمىتوانست از آن جا مردم صدایشان در آمد حالا هم هر وقت طرح بشود، مردم خودشان مىگویند، در قبرستان هم که رفتند آن همه تظاهر کردند بر خلاف. حالا هم قضیه کرمان همینطور است قضیه همدان همینطور است، قضیه زنجان همین طور است حالا ایشان تازه به فکر این افتاده است که با این صورت مردم را بکوبد. همه مردم مىدانند که همه ظلمها با دستور اوست. ممکن نیست که یک شهربانى آتش به مردم روشن کند الا با اذن ایشان. مگر جرات مىکنند که آدم بکشند اینها اگر اذن این نباشد؟ اگر امر این، امر اکید این نباشد؟
در ١٥ خرداد خود ایشان فرمانده بود، فرمانده قوا از قرارى که نقل مىکنند بود. همه این جاها فرماندهاش خود این آقا است. این مبداء ولادتى است که مردم ایران گرفتارش هستند و انشاءالله خداوند رفع کند این اساس ظلم را، بیرق را بخواباند انشاءالله و انشاءالله نزدیک است، نزدیک است.