صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١١٧
رژیم شاهنشاهى ایران منشا همه مفاسد
و این فسادى که در ایران پیدا شده است، که همه فسادها زیر سر رژیم شاهنشاهى بود. در تاریخ از اولى که رژیم شاهنشاهى پیدا شده است تا حالا که ما مشاهده مىکنیم، هر چه مفسده بوده، رژیم شاهنشاهى این مفاسد را ایجاد کرده منتهى هر وقت به اقتضاى خودش، یک وقت اقتضایش یک نحو بوده است و در این عصرى که من درک کردم و هیچکدام از آقایان درک نکردهاید که ابتلا به رضاخان انگلیسها آن وقت رضاخان را آوردند و کودتا درست کردند و مسلط کردند رضاخان را بر ملت، مامور اجراى مقاصد اجانب بود او، از آن طرف اجراى مقاصد آنها را مىدید موقوف است به این که طبقه روشنفکر طبقه علما، طبقه متدینین، اینها را بکوبد و از بین ببرد، از آن طرف هم چون آن منافع موقوف به این بود، عمل کرد به این کار تا منافع را به جیب آنها بریزد.
هوادارى ریاکارانه شاه جنایت پیشه از اسلام و آزادى
خدا مىداند که ماچه مصیبتها در زمان این پدر کشیدیم و همهمان هم که الان مشترکیم در این که در زمان این پسرى که خلف آن پدر است، او حقاً پسر رضاخان است یعنى همه خاصیتهاى فسادى که در پدر بود در این هم هست به اضافه یک چیزهاى دیگر، به اضافه سالوسى. رضاخان یک آدم قلدرى بود و همهاش هم قلدرى مىکرد، ملت هم آن وقت در مقابلش هیچ ایستادگى نداشت، کم یعنى بود، البته بود، اما کم بود، به این ترتیب که الان هست نبود آن وقت لکن رضاخان دیگر خودش را نمىچسباند به اسلام و به قرآن و به احکام مبین اسلام، دیگر ریاکارى نمىکرد سرنیزه بود و مىزد و مىرفت. ایشان آن جهات را دارد یعنى با سرنیزه مردم را مىکوبد، آنقدرى که او قتل کرد این زیادتر از او کرد براى این که او یک قتل عام در مسجد گوهرشاد کرد و بعد هم با یک اشرارى، توسط اشرارى اما این آقا قتل عامها کرده است و اگر خداى تبارک و تعالى، خداى نخواسته مهلتش بدهد، خواهد کرد.
از آن طرف جوانهاى ما را از بین برده است، از آن طرف هر روز که صحبت مىشود، همین دو سه روز پیش از این که در مجلس صحبت کرده، باید احکام اسلام را حفظ کرد، باید چه. خوب مرد بى عقل تو دیروز تاریخ اسلام که تاریخ شرافت یک ملت بود برداشتى و تاریخ دیگرى را جایش گذاشتى تا تو دهنى خوردى و آنجا تمرگیدى. آزادى! آقا هى دم از آزادى مىزند، تو راجع به حزب رستاخیز در نطق هایت مکرر گفتى که باید اینها وارد بشوند در این حزب، هر کس وارد نشد در این حزب و اگر سوءقصد دارد او را مىکوبیم، مىزنیم چه مىکنیم و اگر این هم نیست تذکره به او مىدهیم که برود بیرون. آزادى! در کجاى این مملکت ما آزادى هست؟ آزادى قلم دارند مردم؟ آزادى بیان دارند مردم؟ کجاى آزادى دارند که ایشان دم از آزادى مىزنند؟ آزادى! احکام اسلام! دین مبین اسلام! حالا تو، از اسلام چه دارى؟ چه علامتى از اسلام تو دارى که دم از دین مبین اسلام مىزنى؟ تو که دارى اسلام را از بین مىبرى.