صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٦٦
روحانیت احترام قایل هستند؟ براى مراجع اسلام احترام قایل هستند؟ چند روز پیش ریختند منزل آقایان مراجع، در و پنجرهها را شکستند، آدم کشتند، عربده کشیدند، الان هم در منزل بعضى از آقایان هستند کماندوهاگفته مىشود که هستند و مراقبند و اینها را تحت نظر دارند. چه کردهاند آقایان که اینطور مورد اهانت واقع شدند؟
آیا رژیم شاه به قانون اساسى عمل مىکند؟!
اینها به قانون اساسى عمل مىکنند؟ چنگیز به یاسا عمل مىکرد و چنگیزىها و مغولها عمل مىکردند. این چنگیز عصر ما، این مغولبه قانون اساسى احترام قایل هستند؟ عمل مىکنند به قانون اساسى ؟ انتخاباتشان روى موازین قانون است؟ وکلایشان شرایط قانونى دارند؟ مجلسشان یک مجلس روى موازین قانون است؟ کدام یک از کارهاى اینها مىشود گفت که یک بوئى از قوانین دارد، چه قوانین شرعى و چه قوانین عرفى و اساسى ؟
آیا فرهنگ نزد رژیم معتبر است ؟!
فرهنگ پیش اینها احترام دارد؟ و اگر فرهنگ پیش اینها احترام دارد چرا این مدارس ایران تعطیل و نیمه تعطیل است و چرا استادهاى دانشگاه از درس گفتن کنار مىزنند براى این که محیط دانشگاه را دولت نمى گذارد آرام باشد. چه کردند این دانشجوها که باید محروم باشند؟ چه احترامى اینها براى فرهنگ قائل هستند؟
آیا براى ارتش احترام قایلند؟!
چه احترامى از براى ارتش قایل هستند؟ اینها که ارتش را به خیال خودشان ابزار دست خودشان مىدانند چه احترامى براى ارتش قایل هستند؟ ارتشى که در تحت اسارت مستشارهاى آمریکا باشد، آنها را مصون کنند و اینها را تحت سیطره آنها قرار بدهند، این چه اهانتى است بر ارتش ایران؟ چه ذلتى است از براى ارتش ایران، از براى صاحب منصبها؟ چرا این صاحب منصبها اینقدر به ذلت تن دردهند؟ چه شده است که بیدار نمىشوند و کار این آدم را زار نمىکنند و این رافرستند به محلى که باید برود؟ اینها احترام براى چى قائل هستند؟ به چه قانونى اینها عمل مىکنند؟ بیایند به قانون چنگیزى با ما عمل بکنند، یک عنوانى توى کار باشد، یک قانونى توى کار باشد هرج و مرج الان ایران با هرج و مرج دارد مىگذرد.
١٥ خرداد جنایتى به امر شخص شاه
١٥ خرداد نیامده، از قبل از اینکه چندین روز مانده به ١٥ خرداد براى اینکه مبادا در ١٥ خرداد یک چند نفرى ناله کنند و شکایت کنند از کشتارى که در ١٥ خرداد شد، از جنایاتى که با امر خود شاه، با امر خود شاه در ١٥ خرداد شد و خودش فرمانده نیروها بود براى کشتار مردم، براى اینکه مبادا یک نالهاى بکنند مردم، مبادا یک صحبتى بکنند مردم، قبل از اینکه حالا