صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١٤٩
خورد. ایرانى که مرکز زراعت بود، شاید آذربایجان ایران بس بود براى ایران، باقى آن را باید صادر کنند، الان به اندازه یک ماه، سى روز یا سى و سه روز، آنهائى که اطلاعات دارند و حساب کردند مىگویند ایران به اندازه سى و سه روزش براى خودش چیز دارد، باقى آن را باید از خارج بیاورند.
ملت غارت شده ایران یا مستشاران غارتگر، کدام یک وحشى هستند؟
خوب این ایرانى جمع شدند، همه ایرانىها الان صدایشان درآمده الان سرتاسر ایران اعتصاب است، اگر این حکومت نظامى و نظام را بردارند، مردم این دستگاه را به قدر یک ساعت مىپیچندش به هم و پیروز مىشوند، براى اینکه بد دیدند از اینها این مردم، مى خواهند آزادشان کنند و از رفاه بدشان مىآید؟! از زندگى خوب بدشان مىآید؟! مى گویند ما حتماًباید توى خاکها بخوابیم؟! یا مىبینند که مال اینها را دارند مىخورند و اینها را خاک نشین کردند؟ دادشان این است. آقاى کارتر چه مىگوید؟ آخر اینها چه مىگویند؟ از جان ما چرا این نفتهاى ما را مىبرند؟ آنهم مجاناًمىبرند. مىبرند و آقایان مىگویند که ما اسلحه خریدیم، تو اسلحه مىخواهى چه کنى؟ اسلحهاى که خریدند اسلحهاى است که فرمش را اینها نمىدانند، ایران مى تواند استعمال کند این اسلحه را. آن چیزهائى که آنها درست کردند، شیاطین خودشان مىتوانند عمل بکنند، اینها نمىتوانند. مستشارها آمدند براى اینکه در اینجا باشند، هم نظام ما را نظام انگل بار بیاورند که هست و هم اینجا مطالعات بکنند که چه جور - باید - بهتر مىشود این لقمه چرب را خورد آنطور ماند، آنطور باشد این ملت حرف نزند، اگر حرف بزند یک ملت وحشى است!! یک ملت وحشى است که داد مىزند که آقا ما را آزاد کنید!! یک ملت وحشى است که داد مىزند آقا مال مارا نخورید! اما آنها وحشى نیستند! آنها مترقى هستند! مال مردم را باید بخورند آنها!! باید غارت کنند!!
این ملت ما الان صداشان از بچه کوچکش تا پیرمردش درآمده براى اینکه مىبینند که مملکتشان دارد سقوط مىکند، دارد از بین مىرود این مملکت، باید به فریاد این مملکت برسند ولهذا مىبینید که جان مىدهند، بچه هایشان را مىکشند و آنها مىگویند باید کرد، دنبال مىروند باز. این وضع ایران ما و این وضع این دولتهاى بزرگ با ما.
انعکاس اهداف قیام و مصائب ملت یک تکلیف عقلى و شرعى است
و ما وظیفه داریم، مائى که الان اینجا، شمائى که اینجا نشستید و منى که اینجا نشستم، ما وظیفه داریم که با آنها همصدا باشیم یعنى هر مقدارى که از دست ما برمى آید باید کمک بکنیم. کمک به غیر نیست، کمک به خودتان هست، اینها براى شما قیام کردند. مردم ایران الان براى شما دارند خون مىدهند، براى شما بچه هایشان، جوانان هایشان از بین مىرود، دخترهایشان، بسرهاشان از بین مىرود. ما باید به آنها کمک کنیم، ما خیال نکنیم که اینجا نشستیم تکلیف نداریم، همه مان تکلیف وجدانى داریم، تکلیف شرعى داریم، تکلیف عقلى داریم که با این جمعیت مظلومى که قیام کردند مىخواهند حق خودشان را، آن حق خودشان که حق ما هم هست بگیرند، ما هم با