صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٣٢
و اینها هست، که این قابل انتزاع نیست، این آزادى قابل انتزاع نیستاین آمریکایى که امضاء کرده است این معنا را، با صراحت لهجهگوید که:(در ایران، چون ما پایگاه داریم دیگر بحث از حقوق بشر نباید کرد. احترام به حقوق بشر مال آنجاهایى است که ما در آن پایگاه نداریم). این آمریکایى که اینقدر حقوق بشر مىگوید، در خود آمریکا، در آمریکاى لاتین چه بساطى سر این مردم دارد در مىآورد، یک مامور گذاشته هم آنجا، لبنان را آنطورش کرده است که الان مىبینید،آن مردیکه مىرود آنجاتصدیق مىکند حرف او را، شاه ما هم همین معنا را تصدیق مىکند که خیر مطلب همین است باید با اسرائیل چه، این مردیکه اسرائیل را از بیست سال پیش از این شناخت، همان اوایل هم ما قم بودیم که این اسرائیل را شناخت به رسمیت در مقابل همه مسلمین، در مقابل قرآن، یک دولت کفر و آن هم کفر یهود، این را به رسمیت شناخت، اولش درست اسم نمىبردند و چه، بعدش هم خوب، اسم بردند. از آن اول این آدم نوکر بود بعدها خودش اظهار کرداین از اول مسأله اینطور بود. اسرائیل را از آن اول به رسمیت شناخت در مقابل قرآن، در مقابل اسلام، در مقابل حکومت هاى اسلام، در مقابل مسلمین .
منطق شاه، منطق زور و مسلسل و قلدرى
آن مردیکه هم که با صراحت لهجه گفت که قضیه حقوق بشر، قضیه حقوق بشر یعنى چه؟ خوب راست هم مىگفت، این را راستگوید، قضیه حقوق بشر یعنى چه یعنى منطق قلدرها، مسأله حقوق بشر نیست، منطق قلدرها، قلدرى است، تفنگ است و مسلسل، مسلسل بستن به علماى دین، این منطق اینهاست، مدرسه قیضیه خراب کردنگرفتن و ندادن، الان تعطیل است مدرسه فیضیه معذالک در عین حالى که مدرسه فیضیه را گرفتند، غارت کردند، طلبهها را غارت کردند،عمامههایشان را آتش زدند، کتاب هایشان را آتش زدند، قرآن را اهانت کردند، در عین حال همین جمعیت مرکزشان را در مدرسه حجتیه قرار دادند و در مدرسه خان، حالا آنجا دارند کتک مىخورند، صد دفعه دیگر هم کتک بخورند، یک مدرسه دیگر، اینها زنده شدند، بیدارند اینها.به در هر صورت، ما این گرفتارى هاست که داریم و الان که ما اینجا نشستهایم نمىدانیم که چه مىگذرد به برادرهاى ما،نمى دانیم .من نگرانم، حالا تا عصرى تا فردایى اتفاقى آنجا بشود یا از اینجا بشود، ببینیم چه مىشود اما اینقدر را مىدانم که دیروز یک مجلس با شکوهى بوده است براى این اسلاف و امروز هم مسجد اعظم از قرارى که اطلاع داده بودند پر بوده از جمعیت و بازارها هم تعطیل،بازار قم تمامش، هم خیابان هم بازار همهاش تعطیل بود و بازارهاى شهرستان همین طورتاآنقدر که به ما رسیده، از شیراز اطلاع نرسیده از اصفهان اطلاع نرسیده، مىرسد، اطلاع نمىشود نباشد. ما چه بکنیم بااین؟ با این واقعاً انسان متحیر است چه بکند.
ضدیت منطق قرآن با منطق سکوت و سازش در برابر ظلم
منطق اینها منطق مسلسل است، منطق ما منطق سکوت! با سکوت چاره نیست! منطق آنها سیلى زدن است، منطق ما سیلى خوردن!به حضرت عیسى هم نسبت دادهاند که یک وقت فرمود که اگر این طرف من