صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٢١٧
به این ملت کرد و دارد مىکند؟ حالائى که این نفسهاى آخر هست و حرکات مذبوحانه است حالا تازه یک فکرهائى به کلهاش افتاده است، به اسم کولىها در کرمان و از قرارى که مىگویند به اسم بیابانگردها، یک دستهاى آوردهاند (حالا از آنها هم اگر یک چیزى به آنها داده باشند و آوردند، نمىدانم) اما نظیر مدرسه فیضیه و آن سال که دیگر ما حاضر بودیم و در قم بودیم که این سازمان امنیتىها را و این کماندوها را به اسم دهقان ریختند در مدرسه فیضیه و قرآن آتش زدند، عمامهها آتش زدند، اشخاصى از پشت بام انداختند پائین و از بین بردند. به وسیله کماندوها به اسم این که دهقانها هستند، دهقانها دیگر آخوند نمىخواهند!! اینها دیگر قرآن نمىخواهند!! آخوند نمىخواهند!! دهقان این جور است! دهقان، هر وقت هم از او بپرسى، هم قرآن را مىخواهد و هم اسلام. عاشق اسلام است دهقانهاى ما این کماندوها و یا اینهائى هستند که شما تربیت کردید براى اینکه اسلام را بکوبید!؟ آنوقت اینکار را کردید که دیگر ما بودیم و حاضر وقعه بودیم، حتى منزل ما هم آمدند منتهى من با یک ضربه مقابل نگذاشتم که آن کارهائى که مىخواهند، بکنند.اجتماع بود آنجا اوایل این قضایا بود و اجتماع بود و بعضى صحبت مىخواستند بکنند و خود من هم شاید صحبت کردم یا مىخواستم بکنم، به من گفتند که، دیدم خودم هم که یک صلواتهاى بىمورد فرستاده شد، من به یکى از رفقا گفتم که: (برو بگو اگر در این جا یک شلوغى بکنید، من مىروم در صحن حضرت معصومه (ع)، آنجا مىروم منبر و حرفهایم را آن جا مىزنم.) اینها مامور نبودند یک همچنین کارى که همچو عکسالعملى دارد بکنند، نمى دانستند که باید چه بکنند، ترک کردند و همان روز در مدرسه فیضیه ریختند و همان بساط را درست کردند و - عرض مىکنم که - همان جنایات را همان عصرش در مدرسه فیضیه آن جنایات را کردند. آن روز به صورت دهقان آن بساط و آن رسواگرىها را کردند، حالا شروع کردند به این که کولىها چیز کردهاند، در آن جا به اسم کولىها و در جاهاى دیگر هم باز همان مسأله که:
مردم، دهقانها، رعیتها این کار را مىکنند. خودشان ریختند در شهر عرض مىکنم که همدان را آن طور با وضع فجیع به مردم حمله کردند و زنجان هم همین طور نقل مىکنند. در قم هم دو سه روز است که تشنجات است و تیراندازى است و آدمکشى است. در تهران هم بعضى جاهایش تشنجات بوده است و رادیو هم همین امروز که آوردند پیش من و یک مقدارش را گوش کردم در خیلى جاها اسم برده که تشنجات است و - اینها - روز چهارم آبان و روز تولد ایشان، این جشن مردم است سیاهپوشى است بله اینها هم گویند (یکى دوجا را اسم بردند) مراغه، ظاهراً مثل اینکه مراغه بوده، کجا بود، آنجاها چه کردند،یک مشتى هم حرف مىزنند. حالا کى چه کرده من نمىدانم که تا چه اندازه راست مىگویند و اشخاص کى بودند اما از آن طرف خودشان بسیارى از شهرها را اسم بردند و آنى که آنها مىگویند، آن نیست، تنها آنها نیست بعد باید اطلاع به شما برسد. در ولادت رسول اکرم (ص) این دو قضیه مهم مبداءش بوده است: خاموش کردن جهات شرکى و آتشپرستى و فرو ریختن کنگره ظلم در تولد ایشان هم مبداء برافروخته شدن اساس آتشپرستى (اگر مهلت به او مىدادند) که نمونهاش تغییر تاریخ بود و بر پا کردن کنگرههاى ظلم همه جانبه که ازآن ظلمها