صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٦٩
خوب پس بگو دیگر در رادیو نگویند اینها را،براى همان رعیتها بگویند دیگر در رادیو نگویند که مرم بشنوند، حتى نجف هم بشنود این را، اروپا هم بشنوند این را بخندد. این زاغه نشینهاى ما که در تهرانش چهل و چند منطقه را نوشتند پیش ما آوردند، الان موجود است پیش من مناطقش با اسم و رسم، تهران و از حضرت عبدالعظیم تا شمیران گرفته، این حومه همهاش تهران هست، جاهاى دیگر از تهران بدتر است جاهاى دیگر هست که بعضى از آقایان که آمدند پیش من، بعضى از محترمین تجار که آمدند پیش من گفتند: اجازه بدهید که ما این سهم امامى که بدهکار هستیم از خودمان هم رویش بگذاریم یک آب انبار درست کنیم براى این بیچارهها که زن هایشان باید از یک فرسخى (ظاهراً تعبیرش این بود) آب بروند پیدا کنند بیاورند براى خانه شان و بچه شایشان را سیراب کنند) ما هم اجازه دادیم، و آب انبار را درست کردند یا نکردند من دیگر نمىدانم. همه مناطق اینطور است. شما خیال مىکنید که بله، یک عده وابسته و عرض مىکنم پیوستهاى هست در تهران که یک سروصدا و یک شلوغى و چیزهایى هست از خارج و داخل و اینها، اینها را وقتى بعضى غافلها مىروند مىبینند خیال مىکنند که ایران آباد است. دیگر الحمدلله همه اتومبیل دارند، همه پارک دارند همه چه. آقا اینها دارودسته خود همین اینها هستند و آن چپاولگرهایى که دارند مردم را غارت کنند، چه وقت مردم عادى اینطور هستند؟ زاغه نشینها را بروید ببینید، چادر نشینها را بروید ببینید، بروید جنوب شهر را ببینید، حتى شمال شهر اینطور هست، در خیابان آیزنهاور هم یکى از مناطقى است که چادرنشین یا زاغه نشین دارد و بروید نگاه کنید اینها را، بعد بگویید که ترقى کرده است و ما نزدیکیم که به دروازه تمدن بزرگ برسیم و خیر همین روزها دیگر جشنش هم خواهیم گرفت!! این از این طرف، این زاغه نشین هاى ما و این بدبختهایى که در ایران هست.
ملى کردن، وسیلهاى براى غارت ذخایر ایران
از آن طرف با اسم ملى کردن جنگلها، ملى کردن مراتع، ملى کردن آب ها، ملى کردن رودخانهاها، آب هاى زیر زمینى، تمام جاهاى خوب را به شرکت هاى بزرگ آمریکایى یا صهیونیستى یا انگلیسى دادند دشتهایى که براى مراتع جورى بوده است که نوشتند (الان نوشتهاش پیش من است) نوشتند که وقتى که شوهر ملکه انگلستان آمد، رفت از دشت ارژن، فقط از دور ملاحظه کرد آنجا را و گفت که بهترین جایى است که در دنیا هست، بهترین مرتع است از براى دامپرورى هر جور دامى، اینها ملى کردند و بعد هم به انگلیسىها دادند و الان هم آن طور که به من نوشتند الان نوشته موجود است ملکه انگلستان با یک عده از ثروتمندهاى آنجا و شرکتهاى آنجا اینجا را دارند چهکنند براى دامپرورى که گوشت درست کنند، حالا براى خارج درست کنند یا به ما هم یک مقدارش را بدهند خدا مىداند. دشت عمران که اطراف قزوین است مىگویند بهترین جاست از براى زراعت، تمام مردم آنجا را از آنجا کوچ دادند و آوردند بیرون مىدادند دست یهودىها، به اروپا، دادند دست آنها، آنها الان دارند آنجا استفاده مىکنند، شرکتهاى آمریکایى و صهیونیستى دارند در آنجا بهره بردارى مىکنند و این زمینهایى که بهترین زمینهاست از براى کشت و زرع در دست آنهاست و این ملت بیچاره گرسنه مانده است، بیچاره مانده است و