صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٢٩٠
عدم موفقیت مردم فریبىها و تشبثات شاه و طرفدارانش در رکود نهضت
اخیراً بعد از اینکه دیدند که دولت آشتى نتوانست کار خودش را انجام بدهد و از اول یک دولتى بود که مىخواست با فریبکارى مردم را منصرف کند و بخواباند این نهضت را و وعدههائى داد و عملهائى کرد و چیزهائى، اما همهاش چیزهائى که خواست ملت این نبود، یک چیزهائى دیگر بود خواست ملت، اینها تبع خواست ملت بود. قمارخانهها را بستیم هزار جور مرکز فحشا باز است، بالاترین مرکز فحشا دستگاه محمدرضا خان است که درش باز است، در فحشا. فحشاى نه به آن معنى، فحشا به آن معنائى که بدتر از فحشا است. فحشا به آن معنى که یک بارگاه به تمام معنى ظلم، یک بارگاه به تمام معنى خیانت، به تمام معنى جنایت، در اینجا را اگر بستید ملت یک قدرى آرام مىشود (یک قدرى البته، نه تمام) اما قمارخانهها را بستید - کدام - مثلاً ملت آمده و اینهمه فریاد مىکند که، داد مىزند و کشته مىدهد که قمارخانهها باز است؟! ملت این را مىخواهد؟! البته خوب این هم یکى از چیزهائى است که مىخواهد اما صداى ملت را باید از توى خیابانها شنید، چه مىخواهد.
بعد از اینکه دولت آشتى باطنش ظاهر شد و معلوم شد که آشتى به معناى حکومت نظامى است و به معناى تثبیت و مسلط کردن یک اشخاصى از اشرار، کولىها - و نمىدانم از اشرار - به جان مردم بیفتند، یا چماق است و زدن است و بستن است و اختناق است و اینها، بعد از اینکه معلوم شد یک همچو مطلبى (که از اول هم براى ما معلوم بود که قضیه از این حرفها نیست، قضیه اغفال مردم است که مىخواهند این نهضت را به هر جورى هست خفهاش کنند) این هم توفیق پیدا نکردند. حالا چند ماه است که حکومت آشتى آمد و جنگش را با مردم کرد و موفق نشد، حالا یک راه دیگرى را پیش گرفتند. شاه در حرفهایش این را مکرر شاید گفته که خوب، یک مملکتى که ما مىخواهیم - حالا فرض کنید که من چه، اما خوب مملکت ما مىخواهیم - اگر من بروم، مملکتى دیگر نمىماند، شما نمىخواهید که یک مملکتى را داشته باشید؟ این مملکت اگر من نباشم از دستتان مىرود!! این مملکت را بر مىدارند و مىبرند از اینجا به جاى دیگر، آغوش مىکنند! شوروى از آن طرف مىبرد و آمریکا هم از آن طرف مىبرد و انگلستان هم از آن طرف مىبرد. این حرفى بود که ایشان مىگفت خوب ما مملکت که مىخواهیم.
تازگى یکى از افراد شاهدوست که به خیال نخستوزیرى افتاده است، ایشان هم یک مصاحبهاى فرمودهاند و در این مصاحبه گفتهاند که: خمینى این زجر و این چیزها دیده است و به واسطه این زجر دیدن، خوب، این حرفها را مىزند ولى خوب افراد دیگر هم زجر دیدند، گاهى کمتر، گاهى بیشتر لکن گذشت کردند و مملکت ما الان اگر چنانچه فلانى وطنپرست باشد، چنانچه هست (گفته هست) این مملکت ما الان به واسطه وضع جغرافیائى جورى است که خطرناک است، براى حفظ مملکت باید این آدم که مىگوید سلطنت نباید باشد باید یک قدرى پائینتر فکر کند، پائین بیاید یک قدرى، خوب ما مملکت لازم داریم (عین حرف شاه است، یک وکیل هم توى مجلس گفته بود، ایشان هم حالا مىگوید) خوب وطندوستى اقتضا مىکند که انسان اگر یک حبسى رفت، یک تبعیدى