صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٢٤٩
رئیس جمهور مصر را ببرند به آمریکا و با او قرادادى بکنند، چه بکنند و از یک راهى، او را یک راهى ببرند که دیگران آن راه را ندارند، آن یکى را ببرند یک راه دیگرى که آنها آن راه را ندارند. این از کم فهمى ماهاست و از بىعرضگى ما مسلمین است که اینطور اسیر هستیم و همه ما در تحت سلطه هستیم و همه منافع شرق را دارند آمریکا و شوروى و امثال اینها مىبرند براى اینکه این قطرات در آنجائى هم که با هم مجتمعاند، اجتماع نیست.
تشکیل احزاب و گروههاى مختلف، حیلهاى براى دستیابى اجانب به بیتالمال مسلمین
شما ملاحظه بکنید، خوب حالا ما حساب آنکه مىخواستیم بکنیم حساب ایران است. ایران وقتى که یک جمعیت سى و چند میلیونى، به حسب اینطورى که حالا مىگویند، یک جمعیت ٣٥ میلیونى اگر بنا باشد سى و پنج میلیون یک نفر یک نفر باشند اینها ٣٥ میلیون یک نفر یک نفر، کار یک نفر یک نفرى مىتوانند بکنند، کار اجتماعى نمىتوانند بکنند براى اینکه ربطى به هم ندارند. حالا که با هم مجتمع شدند و یک مثلاً فرض کنید جامعهاى تشکیل شده است از آنها، در همین متن جامعه ایجاد اختلاف مىکنند و افراد را که با هم مىخواهند مجتمع بشوند، نمىگذارند. مسلکهاى مختلف، این احزابى که مىبینید که در ایران (حالا ما صحبتمان سر ایران است) این احزابى که از اول، مثلاً شاید از مشروطه به این طرف این احزاب پیدا شده باشد، این احزاب مختلفه خیال نکنید که من باب اتفاق یک دستهاى با هم جمع شدند و حزبى تشکیل دادند، این با یک نقشه شیطانى بوده قدرتهاى بزرگ براى اینکه ایران را نگذارند با هم بشوند، یک حزب درست کرده اسمش را این گذاشته و یک حزب دیگرى درست کرده اسمش را آن گذاشته، این حزب با آن دشمن است، آن حزب با این دشمن است. احزاب در بطن این جامعه درست کردهاند، جبهه مختلف درست کردهاند و این احزاب و جبهههاى مختلف هم اینطور نیست که آن کار خودش را بکند و راه خودش را برود به آن کار نداشته باشد، آنهم کار خودش را بکند به این کار نداشته باشد،نخیر با هم مختلفند،با هم مخالفند. یک راه استفاده غرب از ما و استفاده آمریکا و شوروى از مخازن و ممالک ماها همین معناست که در بطن خود یک جامعه که باید براى خودش یک حسابى داشته باشد و یک پیشرفتى بکند، در همان بطن جامعه از طریقهاى مختلف اختلاف درست مىکنند، اختلاف مسلکهاى مختلف عرض مىکنم که جنگ ترک و فارس، جنگ کرد و مثلاً غیر کرد، جنگ مثلاً فرض بفرمائید که بلوچ و غیر بلوچ از این مسائل درست مىکنند و مىتراشند. یک مملکتى که باید همه با هم مجتمع بشوند، هر کدام را به یک راهى مىبرند یعنى نقشهها مىبرد اینها را به راههاى مختلف و به واسطه همین اختلافاتى که در بطن خود جامعه است نمىگذارد این جامعه رو به ترقى خودش برود. آنها استفاده خودشان را مىکنند، اینها مىزنند توى سر هم و آنها مىآیند نفتهایشان را مىبرند و گازهایشان را مىبرند، هر چه دارند آنها غارت مىکنند کسى هم نیست که حرف بزند براى اینکه یک فکر واحد نیست، افکار