صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١٦٦
بوده، خود پیغمبر اسلام و بعدش هم خلفاى پیغمبر. زمانى هم که حضرت امیر(ع) بودند ایشان هم مبتلا شدند به یک جنگ داخلى و دیدند که اگر این جنگ داخلى را چیز نکنند، اسلام را معاویه فاتحه را مىخواند. معاویه یک حکومت بود در شام، مثل سلطنت زندگى مىکرد، داراى لشکر، دارى همه چیز بود. حضرت امیر هم که در راس روحانیت و آقاى روحانیون است، ایشان هم که وقتى مىخواهند جنگ بکنند، وقتى که مىخواهند زندگى بکنند و خلافت بشناسند، نمىآیند مردم را خواب کنند تا قدرتمندها بیایند اینها را بخورند، ایشان هم جنگ مىکند ؟با معاویه که در مرکز شام نشسته و اسلام در بودن او در خطر است و الان دارد مردم را استعمار کرده وظلم مىکند. اینها، ائمه ما علیه السلام همه شان کشته شدند براى اینکه همه اینها مخالف با دستگاه ظلم بودند. اگر چنانچه امامهاى ما تو خانهشان مىنشستند و عرض بکنم آنطورى که اینها مىگویند براى مردم، مردم را دعوت مىکردند به بنى امیه و بنىعباس و اینها که محترم بودند، روى سرشان مىگذاشتند ائمه مارا، لکن مىدیدند هر یک از اینها حالا که نمىتواند لشکرکشى کند از باب اینکه مقتضیاتش فراهم نیست، دارد زیرزمینى اینها را از بین مىبرد، اینها را مىگرفتند، حبس مىکردند، ده سال در حبس آنها بودند. براى نماز و روزه بود که حبس کردند؟ حضرت موسى بن جعفر را چون نمازخواند، چون روزه مىگرفت، چون مردم را دعوت مىکرد که به هارون الرشید و اینها، شما بروید و با آنها بسازید، هر چه آنها ظلم مىکنند شما حرف نزنید؟ یا قضیه این نبوده است؟ آنها از باب اینکه مىدیدند این یک خطرناک است، براى دولت خطرناک است،براى این قدرت هااینهاخطرناک بودهاند، اینهاهم خطرناک بودهاندبراى اینها ازاین جهت اینطور شد که آنها را حبس کردند، کشتند،چه کردند، تبعیدکردند،مى گویندمردیکه از چیز برمى دارد امام علیهالسلام راآورد در اینجا، یا حضرت عسکرى را در سامرا چندین سال نگه دارد و تحت فشار و در نظام، در عسکر، در نظام، درجند، ایشان را نگه دارد و محبوس است امام علیهالسلام در آنجا. این از باب اینکه نماز خواست بخواند؟ پس چه؟ خود آنها هم نماز مىخواندند، به نماز چه کار داشتند؟ چون امام علیهالسلام پسر پیغمبر بود - آن وقت پسردارها خیلى هم - اگر پسر پیغمبر سر جاى خودش مىنشست و کار نداشت به مردم، چنین نبود اما آنها گاهى به اشاره آنها در ظاهر چون موردى بود که اگر چنانچه مىفهمیدند ریشه اینها را مىکندند - در ظاهر وقتى که یکى از این هاشمیون قیام مىکردند بر ضد حکومتها، در ظاهر اینها یک انتقاد صورى هم از آن مىکردند لکن با دست اینها بود، اینها، آنها را وادار مىکردند که این کار را بکنند. دعا مىکند امام علیه السلام به زید و امثال اینها که قیام کردند بر ضد این خلفا و برضد این قدرتمندان. روحانیت همیشه مخالف باقدرتمندها بودهاست .اگر یک وقت شما مثلاًفرض کنید یک فردى، چند نفرى دیدید که یک سازشى کرده است یا منحرف است به اسلام مربوط نیست، مکتب، این مکتب نیست و یا اینکه یک مقتضیاتى مىبیند که در این مقتضیات الان صلاح نیست که اینطور عمل بکند. این دو تا سد را اینها در بین مسلمین به واسطه تبلیغات شکستند، جدا کردند مردم را از آن واقعیات اسلام و جدا کردند مردم را از روحانیت مترقى براى اینکه استفاده کنند، خود آنها تبلیغ کردند لکن وقتى که سد شکسته شد،