صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٢٦٧
مى دانست و فرمان شاه را مطاع و متبع و از گزاف گوئى هاى شاهان و گویندگان دربارى و مدیحه سرائى آنان کشور را در سایه رهبرى شاه مترقى و پیشرفته تا دروازه تمدن بزرگ مىپنداشت و استقلال مملکت را در زیر پرچم شاهنشاهى بیمه شده به حساب مىآورد، با یک جهش و شناخت همگانى، تمام پایهها و کنگرههاى این قصر خیالى ناگهان فرو ریخت و محتواى این لغات و الفاظ فریبنده و بزک شده ظاهر شد و تهى بودن این طبلهاى پر سرو صدا از محتوى معلوم گردید و ورشکستگى اقتصادى و به غارت رفتن بیت المال و تباهى کشاورزى و وابستگى فرهنگى و ارتشى برملا گردید.
و نیز تودههائى که قبل از نهضت به امر یک پاسبان به جشن برمىخاست و بر بالاى مغازهها بیرق شادمانى مىزد و فرمان شاه را به دنبال جزافههاى شعراء دربارى، فرمان ایزد میدانست، با یک جهش اسلامى به عصیان برخاست و با مشتهاى گره کرده و فریادهاى مرگ بر این سلطنت پهلوى، مردوزن و کوچک و بزرگ به خیابانها ریخته و در مقابل مسلسل و توپ و تانک، قهرمانانه مقاومت نموده و با فداکارى و خون جوانان برومند خود، قدرت شاهانه متکى بر ابرقدرتها را شکسته و او را مجبور به تسلیم نموده، ولى تسلیم او را نپذیرفته و نخواهند پذیرفت. با چه منطق ممکن است از خیانتها و جنایت هاى بى پایان این اهریمن جهنمى بگذرد و به مقام سلطنت غیرقانونى او سرنهد. ما با این منطق مخالف و کسانى که با آن موافقند، با ملت و ما که خدمتگزا ملتیم موافق نیستند. والى الله المشتکى.
والسلام علیکم و رحمة الله
روح الله الموسوى الخمینى