صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١٩٦
رژیم شاه، عهده دار تامین منافع اجانب
شاه اینهمه فجایع را دارد انجام مىدهد به دست همین اتباع خودش و اینها بسیاریشان، خیلى شان هستند که اینها نمىخواهند میل ندارند لکن یک قوه بالاترى بالاى سرشان هست، مستشارهاى آمریکا هستند، دستور را به آنها مىدهند و عمل مىکنند و شاه را مىخواهند با همه جنایتش نگه دارند. دیروز وزیر خارجه، همین دیروز، پریروز وزیر خارجه انگلستان گفتهاست که: (ما منافع داریم در آنجا، در ایران و ما نمىتوانیم یک کسى که منافع ما را تامین مىکند (قریب به این معنا) یک کسى که منافع ما را تامین بکند، از آن پشتیبانى نکنیم) ما دنبال همین معنا هستیم، ما هم همین ادعا را داریم که شاه براى تامین منافع انگلستان، براى تامین منافع آمریکا، براى تامین منافع شوروى مانده است الان. متفقین او را گذاشتند سرکار براى اینکه منافع آنها را تأمین بکند. خود ایشان هم گفتند که متفقین گفتند که ما باشیم، ما سرکار باشیم، خاندان پهلوى باشد. خدا لعنت کند این متفقین را که یک همچو حیوانى را به ما مسلط کردند. همه حرف ما این است که آقاى وزیر خارجه انگلستان مىگوید، همه درد ما این معناست که ایشان براى منافع شما الان در مملکت زندگى مىکند، براى منافع اجانب دارد زندگى مىکنند.
تضعیف فرهنگ، اسلام و علماى اسلام، پلى براى تامین مقاصد استعمار
ایشان مىخواهد همه چیزهاى ما را به باد بدهد به نفع شما، نفت ما را به شما بدهد - عرض کنم معادن ما را به شما بدهد، فرهنگ ما را فداى شما بکند، نگذارد که یک فرهنگ صحیح باشد تا جلوى شما را بگیرد، اسلام را تضعیف کند، نگذارد که اسلام به آنطورى که هست منعکس بشود که نگذارد اسلام مقاصد خارجىها انجام بگیرد علماى اسلام را تضعیف کند، نگذارد که اینها نفسشان در آید و به مردم برسد و بگویند که این آدم دارد با شما چه مىکند. جناحهاى سیاسى همه جناحها را، بازارى هاى صحیح و روشنفکر را، دانشگاهىهاى ما را همه راکوبند، نمىگذارند که صداى آنها در آید و اگر هر جا یک صدائى در آید، با کماندو، با آنها، با این اجیرها آنها را مىکوبند. مگر همدان چه کردهاست؟ همدان یک کلمهاى گفته است که دنبالش ریختند و دخترها را گرفتند. این هیاهوئى که الان پیدا شده، یکى از دخترها را خلاف عفت با او کردند و خودکشى کرده، الان هیاهوى همدان که پنجاه نفر مىگویند تا حالا کشتار داده است براى یک همچو مسائلى است.
قتل و کشتار و دیوانگى، آخرین مرحله عمر سلاطین
و این است که آنطورى که من سابقاً حدس زدم (شاید دو سال سه سال پیش از این بود) که باید ما بترسیم از این دیکتاتورها اواخر عمرشان اواخر عمرشان دیوانه مىشوند، این آقا محمدخان قجر هم دیوانه شد آن آخر عمرش، نادرشاه هم دیوانه شده آن آخر عمرش بعضى شان هم از اول دیوانهاند مثل رضا شاه (از اول دیوانه بود) این الان به حال دیوانگى و عصبى دارد زندگى میکند،