صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٧٤
دهقان ما درست کردیم، دهقانهاى بیچاره را از آنجاها کوچ دادند آوردند، این چادرنشینهاى اطراف تهران و آن زاغه نشین هاى اطراف تهران این همین بیچاره دهقانىهایى بودند که دامدارى مىکردند و براى مملکت ایران پشم و روغن و نمىدانم گوشت تهیه مىکردند، همه اینها از بین رفت حالا باید همه از خارج بیاید، گوشتش از خارج بیاید و گندمش از خارج بیاید چه کشاورزى ما را به کلى از بین برده است، فرهنگ ما را از بین برده، ارتش ما را از بین برده، حیثیت ارتش ما را از بین برده، روحانیت ما را خیال دارد از بین ببرد و موفق نخواهد شد انشاءالله.
متفق الکلمه خواستار رفتن شاه باشید که تخلف از این امر خیانت به اسلام است
الان تکلیف است، همه ما مسلمین، وحدت کلمه و اول که: این نباشد ما بعد خودمان درست مىکنیم) در راس همه کلمات که همه متفق الکلمه باید باشند و اگر کسى تخلف کند، به اسلام خیانت کرده، این است که این نباید باشد. اگر شما در نوشته یک حزبى دیدید که از آن بیرون مىآید که ما قانون اساسى مىخواهیم، بطور مطلق این را گفتن، معنایش این است که ایشان (شاه) باید باشد این خیانت است، باید آنهایى هم که مىگویند قانون اساسى و حقوق بشر، بگویند قانون اساسى بعد از اصلاح این موادى که با سر نیزه درست شده است. ما شاهد قضیه بودیم که این موادى که درست شد و اینها را به این سلطنت منحوسه رساند با سرنیزه بود، با سر نیزه رضاخان بود نه اینکه مردم یک مجلس درست کردند و یک چیزى خود مردم اختیارى نداشتند، سر نیزه این کارها را کرد. این مواد، موادى است که مقبول ملت نیست و این موادى که حکومت اینها را تثبیت کرده باید از بین برود. قانون اساسى با متمم قانون اساسى، با اصلاحاتى که متمم قانون اساسى کرده ما هم حرفى نداریم اما با اصلاحاتش. آن کسى که بگوید قانون اساسى و تعقیب نکند این معنا را که باید اصلاح بشود (ولو به طور ابهام که پس از اصلاح)، این آدم بدانید که این مشى صحیحى ندارد یا ملتفت نیست، حالا من که مىگویم، ملتفت باید بشود.
ما همه موظفیم که روابط داشته باشیم، بین ما و خارج، بین جناح هاى داخل و جناح هاى خارجى، بین علماى اسلام با سایر علما، علماى مراکز با سایر علماى بلاد، بنى علماى اسلام با احزاب. روزى نیست که حزب علیحده باشد و عالم علیحده، حزب خودش هیچ کار ازآید، عالم احتیاج دارد که احزاب باشند در کار، این دو طایفه هستند که مسلمین را باید باهم، مسلمین ایران را باید با هم جوش بدهند و همه با هم روابط داشته باشند و با صاحب منصبان هم باز روابط داشته باشند، ایجاد روابط باید باشد با صاحب منصبهایى که شرافتشان از دست نرفته و شریف هستند، زیاد است باز بین اینها، زیاد است که خون دل مىخورند بیچارهها از این گرفتارى و آنها هم باید روابط داشته باشند تا یک روزى که بشود قیام بشود و با قیام، این آدم نباشد انشاءالله، حکومت اسلامى باشد انشاءالله احکام اسلام جریان پیدا کند. الان که از احکام اسلام در ایران خبرى نیست طلاقش مطابق احکام اسلام است؟ نکاحش مطابق اسلام است؟ معاملاتش مطابق