صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٥٧
حکومت نظامى است یا بدتر از نظامى، حکومت نظامى اینطور نیست که، حکومت نظامى، یک نظامى هست که یک نظامى مىآید حاکم مىشود و بعضى رفت و آمدها و بعضى اجتماعات را جلو مىگیرد، اما بریزند تو خانه مردم، حکومت نظامى است؟ بریزند تو خانه مردم تفتیش کنند؟ همه محلههاى قم را مىگویند همین طور احاطه کردهاند و مشغول تفتیش هستند، دنبال اسلحه مىگردند. اینها از سایه خودشان مىترسند بیچارهها، خیال نکنید این اشتلمها را هیچ (خیال)، هیچ خیال نکنید اینها چیزى هستند، اینها الان از سایه خودشان مىترسند. همچو خوف اینها را برداشته که مثل گربهاى که آن آخر دیگر به همه چیز حمله مىکند و با دست و پنجه و چه حمله مىکند از خوفش، اینها هم به آن مرتبه رسیدهاند که حالا با دست و پنجه و لگد و هر چیز هست مسلسل و تانک و توپ و اینها حمله مىکنند به مردم، به مردم بى دفاع، خانههاى قم را مىگردند، گفتند در آذربایجان هم بنا دارند این کار را بکنند، باید همه ایران را اینها تفتیش بکنند، باید همه ایران را اینها بگردند.
اساس انفجارات و انقلابات، خود شاه است.
تمام اینها با تحریک خود ایشان است، نه تحریک من. من هم یک طلبهاى هستم که مثل سایر آقایان طلاب، مثل سایر آقایان شهرها من هم یک نالهاى مىکنم از دست این، آن که اساس مطلب است، آن که اساس این انقلابات است، آن که اساس این انفجارهاست خود این آقاست، خود این آدم است، اساس خود این است، آن که خیانت مىکند باید اگر آمدند گفتند خیانت و داد و قال و آشوب دارند مىکنند خیانت مىکنند، نگویند محرک دارند. تو محرکى، به خیانتت تحرک کردى مردم را، تو به این مردم خیانت کردى مردم هم در مقابلش ایستادند و حرف مىزنند، حرف است. الان بیچارهها چه بکنند، تو همه حیثیت این مملکت اسلامى را از دست دادى و بردى و الان هم مشغول فعالیتى براى بیشتر از دست دادن و بردن.
مردم دیگر به تنگ آمدهاند
مردم دیگر به تنگ آمدهاند، مردم از جان خودشان هم به تنگ آمدهاند، جوانش را مىکشند خودش باز مىآید، قم آدم مىکشند باز توى محلاتش بچه و بزرگ و آنها حمله مىکنند براى اینکه از جانشان هم سیر شدهاند مردم. دیگر با این وضع، با این اساسى که تو بنیان گذاشتى در اینجا، براى کى یک راحتى هست، یک راحتى یک روزه هست؟ یک راحتى یک ساعته هست تا اینکه یک زندگى داشته باشد؟ آخر، زندگى اینطور را مردم ترجیح مىدهند که نباشد اینطورى، پس تقصیر از خود توست و دیگر هم نمىتوانى اصلاحش کنى. توبه تو پیش ملت پذیرفته نیست. ممکن است یک توبه حقیقى بکنى و مال مردم را دستشان بدهى و همه جنایات را جبران بکنى، خدا ممکن است، خدا بزرگ است بپذیرد اما ملت نمىپذیرد. ماها نمىتوانیم توبه تو را بپذیریم، توبه تو مرگ است، توبه گرگ مرگ است. دیگر آن آخرى افتاده به این که دستور دادهام که خیلى مردم را چیز نکنند، همین دیشب مىگفت که