صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٥٦
مى گویند. معذالک مىگویند، براى جلب نفع خودشان، جلب رضایت رضاشاه محمدرضاشاه سخط خداى تبارک و تعالى را بر خودشان مىخرند. این وضع مجلس ما، آن وضع قوانین ما، آن وضع احکام شرعى ما، آن وضع بازار ما، آن وضع نفت ما، آن وضع استقلال ما.
خدا مىداند که بعضى از این صاحب منصبها گاهى همین جا قاچاقى پیش من مىآیند، چه خون دلى اینها دارند از این مستشارهاى آمریکایى که هر چند وقت یک دفعه یک جبهههاى تازهاى مىآید اینجا و با ما چه مىکند و چه معاملاتى این نانجیبها با اینها مىکنند.
چرا صاحب منصبهاى ما اینقدر بىعرضهاند؟
من نمىدانم، واقعاً براى من معماست که این صاحب منصبهاى ما چرا اینقدر بىعرضهاند، چرا اینها اینقدر بى عرضه هستند؟ چرا نشستند تو خانهشان تا اینطور تحمیلات بر آنها بشود؟ چرا مستشارهاى آمریکایى را اجازه مىدهند که با آنها اینطور رفتار کنند؟ چرا این مردک را بیرونش نمىکنند؟ به ما مىگویند که خوب اگر این برود کى جاى این بیاید به جایش؟ من گفتم اگر این برود عبیدالله هم بیاید بهتر از او است براى اینکه هر کس بیاید حالا فکر مىکند. یک مقدار این حالا کهنه کار شده و اواخر عمرش است و عصبى شده و دیوانه شده است و به هر جازند و مىکشد و نمىدانم به کجا مىرسد. اما اگر چنانچه او برود هر که بیاید، هر کس را شما تصور کنید بیاید، در اول امر تا یک مدتهایى مردم راحت هستند، اگر این باشد یکساعت راحتى نیست، اگر این برود هر کس بیاید مردم باز یک مدتى راحت هستند. خیال نکنید که حالا اگر این رفت دنیا به هم مىخورد، هیچ چیز به هم نمىخورد. این صاحب منصبها کجا هستند؟ هى ارتشبد کذا و نمى دانم سپهبد کذا و سرلشکر کذا، حرف است اینها، مثل وکلا مىمانند، وکیل هستم!!! وکیل کجا و ملت! هر کدام از قول ملت حرف مىزنند. مردیکه خودش هست تنهایى، آنوقت گوید ما و همه ملت. آخر این ملتى که همه الان بر ضد این مردیکه قیام کردهاند، این ملتى که مىبینند همه چیزشان را این آدم از دست داده و برده و از بین برده است، این ملتى که مىبینند جوانهاى آنها را به فساد کشیده دخترهاى آنها را مىخواهد به فساد بکشد، این ملت همهشان موافقند با اصل انقلاب؟! انقلاب شاه و ملت؟! باز هم خجالت نمىکشند مىگویند انقلاب شاه و ملت!! بگویند انقلاب آمریکا راحت کنند خودشان را، بگویند دستور آمریکا، انقلاب آمریکا، چه باید کرد، همانطور که خودش در یکى از نوشتههایش گفت که خوب صلاح دیدند که ما باشیم، آن متفقین صلاح دیدند که ما باشیم عجالتاً، خدا لعنتشان کند اینها را که همچو صلاحى براى ما دیدند.
حکومت نظامى و وحشت رژیم
الان قم حکومت نظامى است از قرارى که گفته مىشود، تبریز حکومت نظامى است، مشهد