صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٢٨٧
شکست خورده یک نظامى دیگر رویش بیاید، معلوم نیست حالا دیگر نظامىها هم قبول بکنند این معنا را براى اینکه وقتى دیدند یک نظامى قلدرى مثل آن مردک شکست خورده، آنها هم دیگر بالاتر از او نیستند، آنها هم دیگر بالاتر از او نیستند در شقاوت، مىدانند که آنهم شکست خورده هست. پس نه حکومت نظامى و نه کودتاى نظامى و نه این خدعهها و حکومت آشتى، اینها فایدهاى نکرد.
اجیر کردن چماق به دستان، نشانگر ضعف و یاس قواى انتظامى رژیم
یک راه دیگر هم اینها دارند طى مىکنند و این آن است که تشبث کردند به کولىها. خدا مىداند که ننگ یک مملکت هست که قواى انتظامى دارند و قواى انتظامى را از آنها مایوسند یا جرات کنند که همهشان را وادار کنند به کار. یک مملکتى که به حسب اصطلاح باید شاهش و وزیرش و عرض بکنم قوایش اینها در صدد این باشند که نظم برقرار کنند اینها تشبث مىکنند به یک عده چماق به دست، در کرمان کولى، در جاهاى دیگر هم این کسانى که اجیرشان هستند. اینها زیر سایه چماق کولىها مىخواهند زندگى کنند. این ننگ است براى ما که یک همچو کسى به ما حکومت کند، یک همچو کسى به ما براى ما وزارت کند، وکالت کند. زیر سایه چماق کولى الان ادامه حیات دارد ایشان مىدهد. این هم فایده ندارد. وقتى بنا شد چماق باشد، مردم هم چماق دارند، کردند - اینهم - مردم هم مقابلش چماق به دست گرفتند و بیرونشان کردند اینها را، البته آن چماق به دستها در پناه نظامى بودند چنانچه در مدرسه فیضیه و قم که ریختند در ١٥ خرداد، قبل از ١٥ خرداد ریختند در مدرسه و آن خرابکارىها را کردند، یک دستهاى را آوردند از خودشان - چه - در پناه پاسبانها و در پناه لشکرىها ریختند تو مدرسه و آن کارها را کردند، حالا هم دارند این کار را مىکنند که در پناه قواى انتظامى، قوه انتظامى، در پناه قواى انتظامى به خرابکارى مشغولند. قواى انتظامى! این از همان لغات است که عرض کردم محتوى رااز دست داده و همین صورتى است، قواى انتظامى است دیگر، الان قواى انتظامى ما قواى مخرب شده است، در سایه آن چماق به دستها مىریزند به شهرستانها، چند شهرستان تا حالا با همین طور ریختند و خرابکارى کردند. این تشبث هم فایده ندارد، اینها فایده ندارد.
تبلیغات اجانب در وابستگى نهضت
تبلیغات آمریکائىها و انگلیسىها و اینها، اینها هم دیگر گذشته است، فاید ندارد. در آمریکا مىگویند که داشت در نوشتههائى که رابطه زیرزمینى بین انگلیس و شوروى است که این آشوبها را درست کرده!! یعنى این حرفهائى که من حالا دارم به شما مىزنم و همه برادرهاى شما از قبیل این جور حرفها و.... مىگویند، این، انگلیسها و روسها با هم دست به هم دادند و به من گفتهاند بگو، من مىگویم. به بازاریان هم گفتهاند داد کن آنها هم داد مىکنند. به ملاها هم گفتند داد کن - به مثلاً فرض کنید اینهائى هم که در - به شماها هم که شعار دارید مىدهید مىگویند آمدند به شما هم گفتند که