صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٢٨٦
تبع اعلیحضرت مىخواهند بروند در مجلس با نصب ایشان و تعیین ایشان و با تصویب مجلس شورا و مجلس سنا، همان جبرئیل امین هم خلاف قانون اساسى کرده، قانونى نیست، وزارتش - چیزش - قانونى نیست. پس بنا علیه این تشبث درست از کار درنمىآید.
جابجائى مهرهها توسط رژیم، جوابى به مخالفت مردم با دستگاه شاه!
علاوه بر این حالا ما از آن وجه قانونى و منطق خودشان حالا بگذریم، علاوه بر این، مگر این چیزها این صداى مردم را مىاندازد؟ مگر مردم صدایشان این است که واوزیرا؟ اى وزیر ما چطور است؟ مردم مىگویند ما شاه نمىخواهیم، تو مىخواهى وزیر درست بکنى؟ این جواب این که ما شاه نمىخواهیم این است که وزیر شما این بود این باشد؟ خوب بروند ببینند منطق این خارجىها که مىگویند این ملت چى مىگوید، چى مىخواهد، ملت را بروند ببینند توى بازارها چه مىگویند، توى مدرسهها چه مىگویند، توى دانشگاهها چه مىگویند، بیرون دانشگاه چه مىگویند، توى مزارع چه مىگویند، خوب بروند ببینند اینها، ببینند که این ملت سرتاسر این ایران چه دارند مىگویند، چه مىخواهد این ملت. اگر یک شبانهروز بر اینها گذشت و از هر آدمى چند دفعه این کلمه را نشنیدند، خوب ما از خونمان برمىگردیم و مىرویم سراغ زندگیمان، اگر نشنیدند که ما نمىخواهیم این را، مرگ بر این شاه، از بچه اینقدرى تازه زبان باز کرده این را مىگوید تا آن پیرمردى که حالا دیگر یواشیواش باید حرف بزند، مثل من، خوب همه نمىخواهند. وقتى یک ملتى، وقتى که یک چیزى را نخواست، خوب شاه براى ملت است وقتى ملت نمىخواهد او را که نمىشود که به زور آورد او را آوردند به زور اما فایده ندارد. بخواهند با این تشبث که یک وزیرى را بردارند یک وزیر دیگر بگذارند، یک وزیرى که خیر بسیار هم آدم خوبى است (فرض کنید) و اجزایش هم و سایر وزراء هم انتخاب کند همه را از دانشگاه یا از رجال پاک دامن، اگر آنها لبیک بگویند به این حرفها، اما مردم سر وزرا حرف ندارند تا ما مردم را اغنا کنیم به اینکه آقا بسم الله وزیر خوب ما به شما تحویل دادیم. آنها مىگویند ما اصلاً سلسله شاهنشاهى را نمىخواهیم - ما اصل - اصل نظام شاهنشاهى، نظام باطل و غلطى از اول بود، حالا نظام شاهنشاهى را هم فرض کنیم همه ملت این حرف را نزند، اما سلسله پهلوى که دیگر نمىشود کسى انکار کند که همه ایران دارند مىگویند ما سلسله پهلوى را نمىخواهیم. آنها گویند ما سلسله پهلوى نمىخواهیم، شما مىگوئید که من وزیر را برداشتم یک وزیر دیگر کردم!؟ جواب آن سؤال این جواب نیست. خواست مردم این نیست تا اینکه مسأله به این ختم بشود، اگر خواست این بود که ما وزیرمان بد است، ما وکیلمان بد است خوب وزیر را عوض مىکردند، وکیل را عوض مىکردند مىشد خوب، اما وقتى خواست مردم این نیست شما یک کارى مىکنید که خواست مردم نیست، آنى که خواست مردم است نمىکنید، پس نمىتواند درست شود این هم به شکست منتهى مىشود، صددرصد شکست است براى اینکه یک مطلبى نیست که یک کلمهاش درست باشد. این نیرنگ هم هر جورىاش بکنند فایده ندارد، بخواهند نظامىاش کنند، نظامى هست و شکستخورده، نظامى