صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٢٦
صادر کردند و به همه ادارات
و به همه چیز کردند، حتى ادارات هم به اینها اعتنا نکردند. این بیچاره هایى را که در اتوبوسها نشاندند و آوردند و به آنها گفتند که (از قرارى که مىگفتند) شما را مىخواهیم زیارت ببریم، بین راه که ملتفت شدند که قضیه این حرفها نیست، هر که توانست فرار کرد و آنها هم که آمدند (از قرارى که به من اطلاع رسیده) مثل این که تشییع جنازه کنند، هر چه به آنها مىگویند که بگو جاوید، جواب نمىدادند، مثل یک تشییع جنازه مىمانده تعبیر این بوده است به این که جمعیت همچو ساکت بودند که مثل اینکه دارند تشییع جنازه مىکنند. این تشییع جنازه شاه است.
در صورتى که شاه گرایشى به اسلام و ملت داشت مردم با او مخالفت نمى کردند
اینها نمىفهمند، باز هم ما نمىتوانیم اینها را آدمشان کنیم اگر اینها با ملت راه رفته بودند، اگر اینها به خواست ملت توجه کرده بودند، اگر اینها به وظایف خودشان عمل کرده بودند، اگر اینها یک گرایش به اسلام و قواعد اسلام داشتند مردم چه مخالفتى مىکردند با اینها؟ مردم هر جا دست گذاشتند مىبینند که اعلیحضرت مخالف است، با تاریخ اسلام مخالف است یعنى با اسلام، بدترین کارهایى که در زمان حکومت این آدم شده است این تغییر تاریخ است، موفق نمىشوند لکن این خواست بشود، بدترین کار، از این کشتارها بدتر است، این با حیثیت رسول الله بازى کردن است. هر جا مردم دست مىگذارند بینند که اعلیحضرت دست رویش گذاشته و بعد بد کرده، یک تاریخشان اینطور و مدرسه هاى علمیشان آنطور. تا حالا چند دفعه مدارس ما به غارت رفته و مدارس ما به چپاول اینها رفته است؟ چند دفعه ریختهاند حالا در مدارس ما، آنوقت به مدرسه فیضیه چند دفعه ریختهاند و اینها جنایت کردند. حالا هم به مدرسه حجتیه و مدرسه خان، حالا محل حملهشان اینهاست و مدرسه حقانى و هر مدرسهاى که در آن باز است و یکقدرى اجتماعات هست، مدرسه خان را (از قرارى که گویند) تمام در و پنجرههایش را با تفنگ زدهاند و شکستهاند، در مدرسه حجتیه سر یک کسى را بریدهاند یعنى تیر زدند به او زدهاند که خون جارى شده است، یکى از علماى اینجا که رفته بود آنجا و بعد برگشت گفت که ما هم رفتیم دیدیم که از آن محلى که این تیر خورده است خون ریخته، ریخته تا آمده است لب حوض.
شاه، منصوب ابر قدرت هاى طرفدار حقوق بشر! مجرم اصلى است
شما احتمال مىدهید که رئیس شهربانى قم یک همچو کارى بکند؟ اصلاً نمىتواند یک همچو کارى بکند. هى نگویید که مأمورین این کار را کردند، آن کسى که این کار را مىکند شخص خود شاه است. یعنى شخص خود شاه امر مىدهد، شخص خود شاه مىگوید بکشید، تا نگوید، نمىکشند. مگر یک امر سادهاى است که یک ملت را به تفنگ و مسلسل ببندند، یک حوزه علمیه را که مردم به آن علاقه دارند، مردم آن را بزرگ مىشمرند، این را به مسلسل ببندند؟ مگر یک امر سادهاى است که شهربانى تهران و شهربانى قم و رئیس سازمان تهران، رئیس سازمان قم و نمىدانم نخست وزیر تهران و نخست وزیر چه، مگر اینها مى توانند یک همچو کارى بکنند؟ مهاش شخص خود آقاست، مجرم