صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٢٢٥
داشتند به یک ورق اسلام و غافل بودند از یک ورق دیگرش، باطن را ملاحظه مىکردند و از ظاهر غافل بودند. حالا ابتلاء اسلام اینطور شده است که جوانهاى ما، جوانها و روشنفکرها و اشخاصى که دانشمندان بالا هستند و علوم طبیعى را یاد گرفتهاند آنها کوشش دارند به اینکه تمام آیات قرآنى و روایات را برگردانند به همان امور طبیعى، از معنویات غافل بشوند، حتى آیاتى که راجع به امور معنوى است آن را برگردانند به یک امور طبیعى و عادى. اینها هم توجه به اسلام دارند و غافل هستند یعنى یک ورقش را خواندهاند، یک ورقش را از آن غافل هستند و این دو طایفه اسلام را به تمام معنا نشناختند که اسلام چیست. اسلام نه دعوتش به خصوص معنویات است و نه دعوتش به خصوص مادیات است، هر دو را دارد، یعنى اسلام و قرآن کریم آمدهاند که انسان را به همه ابعادى که انسان دارد بسازند او را، تربیت کنند او را.
قابلیت تربیتى نامتناهى و قوه عاقله، از امتیازات انسان بر سایر موجودات
انسان را وقتى که ملاحظه مىکنید، اول نشوش با سایر نباتات فرقى ندارد. نبات را، هسته خرما را، هسته چیز دیگرى را مىاندازند توى خاک و خاک تربیت مىکند و آن نمو مىکند یک جاى خاصى که در آن جاى خاص نمو مىکند. حیوان هم نطفهاش در رحم واقع مىشود و یک بذرى است، این بذرش محلش آنجاست یعنى جاى تربیتش آنجاست که اگر یک جائى را یک وقتى طرحى درست کنند که همین خاصیت و همان چیزها را داشته باشد و نطفه را درآنجا مثل رحم بتواند تربیت کند ممکن است بتواند تربیت بشود و یک وقتى هم انسان بشود. یک نباتى است اول، مثل سایر نباتات مىماند، با نباتات فرقى ندارد، این نمو دارد فقط آن هم نمو دارد منتهى آن را در محل خاصى و با جهات خاصى، نباتات در یک محل خاص دیگرى و جهات خاصى اما هر دو در این معنى مثل هم هستند که کشت شدهاند و این کشت شروع مىکند به نمو کردن به واسطه قوائى که خداوند تبارک و تعالى در زمین قرار داده است و به واسطه قوایى که در رحم قرار داده است اینها با هم شرکت دارند، کم کم اینکه در زمین کاشته شده است، این نبات تا آخر همین نبات است تا مىرسند به ثمره، ثمره شان هم ثمره نبات است. آنهائى که در زمین کاشته نشدهاند که حیوانات، همه حیوانات منجمله انسان باشد آنها کم کم از مرتبه نباتى بالا مىآیند و در همین ردهاى که هستند یک روح حیوانى پیدا مىکنند، ممتاز مىشوند از سایر موجودات نباتى لکن همهشان حیوانند یعنى شراکت دارند، روح حیوانى دارند این تولد در این عالم که مىشوند و منفصل مىشوند از محل خودشان باز این یک امتیازى است که با نباتات دارند که نبات اگر منفصلش کنند دیگر تمام است لکن آنها منفصل مىشوند در آنوقتى که مقتضى است و آن جهت نباتىشان کمال پیدا کرد و جهت حیوانى پیدا شد و احتیاجشان از رحم منقطع شد مىآیند در این عالم. همه حیوانات در خوردن و خوابیدن وشهوات - اینها - شریکند همه با هم هستند، امتیازى ندارند الا به همه جهات حیوانى .حیوانات هم، همین حیواناتى که هستند، در ادراکات با هم فرق دارند. میمون بیشتر از مثلاً حیوان دیگرى ادراک مىکند، چیز مىفهمد. انسان در بین این حیوانات