صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٢١٥
ثمره نامیمون تولد شاه، تحکیم و گسترش پایههاى ظلم و شرک
و بعضى از تولدها هم مبداء عکس این مطالب است مثل تولد چهارم آبان. البته من از رسول اکرم (ص) عذر مىخواهم که ذکر تولد ایشان را مىکنم و ذکر تولد این شقى را لکن مقابله نور و ظلمت است، مقابله انسان و لا انسان است. این تولد نامیمون که منتهى شد به اینکه شما مىبینید، هر دوى این قضیهها را که رسول اکرم (ص) تشریف آوردند و منهدم کردند آثار شرک را و ظلم را، این هر دو قضیه در تولد این آدم به عکس شد یعنى منتهى شد به اینکه هم ترویج از آتشپرستى و آتشپرستها شد و هم پایههاى ظلم مستحکم شد. خصوصاً در ایران، در ایران ما از آن طرف این آتشپرستهاى اطراف یزد و این حدود تقویت شدند به طورى که همین گبرهاى آمریکا به شاه کاغذ نوشتند (به حسب آن چیزى که در روزنامه بود) و از ایشان تشکر کردند و نوشتند که: تاکنون کسى پیدا نشده است که به اندازه شما از مذهب ما تجلیل کند و پشتیبانى کند. خدا خواست که ملت ما زود بیدار شد، ولو دیر بود ولى باز زود بیدار شد که نگذاشت دنبال کند این آدم این مقاصدى را که داشت و گبرهاى آمریکا و ثروتمندان آنها به ایشان خواستند تحمیل کنند، یا خودش هم موافق بود والا بیشتر از این مسائل بود در باب و مطالب خیلى دقیقتر و بیشتر بود.
بالاترین خیانت شاه، تقویت آتشکدهها و تعویض تاریخ اسلام
ابتداى کار این بود که بعض آتشکدهها را تقویت کرد و تاریخ اسلام را عوض کرد به تاریخ گبرها و خدا داند که این خیانت که این به اسلام کرد و این اهانت که به پیغمبر اکرم (ص) کرد، این خیلى جنایتش بالاتر از این کشتارهائى است که کرده است. این کشتارها را موازنه اگر بکنیم با این یک کارى که تغییر تاریخ رسمى اسلام را، نشانه توحید را، نشانه انسانیت را این تبدیل کرد به این تاریخ آتشپرستها، گبرها، از همه خیانتهائى که به ما کرده است این بالاتر است. این حیثیت اسلام را مىخواست از بین ببرد، این علامت اسلام را مىخواست از بین ببرد. قضیه نفتهاى ما را فرستاده و برده و داده به آنها، اینها امور مادى است، البته خیانت است و خیانت به یک ملت است که ذخائر را به اجانب بدهد لکن قضیه تغییر تاریخ یک اهانت به حیثیت اسلام است و این آدم این کار را کرد و اگر این مشتى که ملت در دهن این زد که ملزم شد به اینکه تاریخ را دوباره برگرداند از آن طرف، تاریخ اسلام کند و تاریخ گبرها را کنار بگذارد، اگر این کار نشده بود، دنباله داشت این مسائل. اینها مىخواستند که اصل ورق را برگردانند به همان زمان قبل از پیغمبراکرم (ص)، به همان زمان سلاطین گبر متعدى آدمکش قهار و آنطور رفتار کنند و بساط هم همان معنا باشد، پان ایرانیسم ایران باید همان شؤون ایرانیتش را، حفظ بکنید، حساب بکنید، شؤون ایرانیت!!) شما همه چیزهایتان شاهان باستان بوده است؟!. شما ببینید اینها چه کردند با مردم. یک دسته هم آن مغان و امثال ذالک بودند، ببینید اینها چه جور رفتار مىکردند با مردم ایران.