صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٢٠٧
او بکشند، ... اگر فوج فوج مردم را به کشتن داد و کشت، مىشود مااینجا جبرانش را بکنیم؟! البته باید اینجا جزا به او بدهیم به اشد جزا، اما مىشود که جبران بشود این ؟! جبران یک عائله، یک عائله را که او از هستى ساقط کرده، از هستى اگر او را ساقط بکنیم جبران یک عائله است، عائلههاى دیگر چى؟ حالا ما دلمان را خوش کنیم که آقا عفو فرمودند؟! اینها مردانى بودند که عفو شاه اعتنائى ندارند، قضیه عفو نیست، قضیه الزام است و الان ملزمى که اینها را بیرون کنید. بسیارى از حبسىها بودند که آن حبس غیر قانونىشان تمام شده بود وقتش. از اول حبس غیر قانونى بوده، این حبس غیر قانونى هم وقتش تمام شده بوده و اینها را نگه داشتند همین طور بیخود این عمال ساواکى که اینقدر جریمه مرتکب شدهاند، حالا آمدند در حبس را باز کردند آنها را از حبس بیرون کردند، تمام شد مطلب؟! اول مطلب هست حالا. این و تمام عمال این باید محاکمه بشوند و بعد هم که همهشان فرض کنید که اعدام بشوند باز جبران نشده است براى اینکه صد نفر در مقابل صدها نفر، در مقابل هزارها نفر. در یک کشتارشان در تهران چهار، پنج هزار نفر مىگویند کشته شده. همین کشتار آخرى همدان را مىگویند تا صد نفر بود، من نمىدانم دیروز، پریروز. الان هم همدان باز متشنج است .همین دیروز و امروز هم در قم تشنجها بود و صداى تیر مىآمد... زنجان هم همین مسائل بوده است، کرمان هم خونریزى همه جا بوده است. هر جا دست رویش بگذارى جنایت بوده است، حالا عفو فرمودند!! غلط کردند عفو فرمودند، اگر فشار عمومى ملت نبود و این توجه همه طرفه ملت نبود که اینها عفو نمىکردند. این عفو نیست، این، این الزام است. جبران نمىشود جنایات اینها به این مسائل. ماها نمىتوانیم جبران کنیم براى اینکه چطور، چطور ما کشتن چهار، پنج هزار نفر را جبران کنیم و یک نفر از بین برود آنهم یک نفر آدم اینطور که مىبیند. این دلیل بر این است که باید یک عالمى باشد که در آن عالم دائماً در عذاب باشد تا جبران بشود، دائماً در آن عذابهائى که مهیا شده است براى آن ستمکارها.
ایستادگى در برابر سلاطین جائر، سیره و روش انبیاء و اولیاء الله براى صیانت اسلام
ما نمى دانیم واقعاً چه بکنیم با این وضع فعلى ایران. البته وضع امید بخش است، اینطور نیست که حالا ما نگران باشیم که وضع چرا اینطور است اما خوب مىدانید چه مىکنند، چه دیوانگى راه انداختند لکن همه این مسائل ارزش دارد که یک ملتى را نجات دهد. نباید ما نگران باشیم از اینکه فدائى مىدهیم، این سیره انبیاء بوده این کارها را مىکردهاند انبیا، اولیا در مقابل ظلمه، در مقابل اشخاص که ظلم به مردم مىکردند، قیام مىکردند و کشته مىشدند و کشتار مىکردند و جوانهایشان را مىدادند و اصحاب شان را مىدادند مسألهاى نیست که ما حالا یک نگرانى داشته باشیم که مبادا خون راه بیفتد. باید خون راه بیفتد، باید یک ملتى که مىخواهد خودش را نجات بدهد از زیر بار اینهمه جنایات و اینهمه خسارات که بر او وارد شده است،