صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٢٠١
به طرف ترقى و به طرف تعالى و به طرف کوبیدن ظالم و دستگاه ظلم اینها این مسائل را نمىدانند و اقتصاد اسلام را اطلاع از آن ندارند. حالا وقتى که آمدند اینجا همان طور چشم و گوش بسته تقریباً آمدند، از اسلام بىاطلاع آمدند، یک چیزى به آنها یک کسى که خود او هم هیچ اعتقاد به این مسائل، خود آن دسته اولى دستههاى اول خودشان هم اعتقاد به این مسایل ندارند و براى خاطر اینکه این بچهها را گول بزنند و به نفع آن بزرگترها که اینها را وادار به این کار کردند، عمل بکنند، بچههاى ما هم گول مىخورند اینجا شما یک اشخاصى که روشنفکر هستید و مسلم هستید و جهات عرض مىکنم ملىتان محفوظ هست این بچههاى ما را نگه دارید آنجا، نگذارید که به دام اینها بیفتند. اینها دام سازمان امنیت است، نه دام چیز است کمونیست است، دام سازمان امنیت است منتهى آنها دارند یک چیزهائى که این جوانهاى ما را ببرند، از بین ببرند. آنها مأموریتى دارند که آنها را از بین ببرند و به نفع آنها شعار بدهند. در اینجا اگر پیدا بشود از آنها، دستگیرى کنید، نگذارید که این مسائل را اینطور به نفع شاه و به نفع دستگاه دولتى و به نفع آمریکا و شوروى و سایر قدرتها، نگذارید که اینها از دست بروند.
دین ما در قبال خون شهدا و نهضت، انعکاس مصائب مسلمین و اهداف انقلاب
و یک تکلیف دیگرى که همه ما که در خارج هستیم داریم، این است که این ملت به ما حق پیدا کرده. این ملت ایران به همه ما که در خارج هستیم حق دارد. حقش این است که الان براى ما دارد خون مىدهد، الان دارد جوان مىدهد، الان هر جاى ایران که بروید یک آشوب و یک صدائى هست، یک نهضتى هست و آنها دارند داد و فریاد مىزنند که ما آزادى مىخواهیم و ما این خاندان را نمىخواهیم براى اینکه اینها آزادى را از ما سلب کردند و اینها منافع ما را همه را غارت کردند به نفع خودشان و به نفع خارجى. ما که در اینجا هستیم اینها الان ما مدیون آنها هستیم، مسؤولیم ما، هم پیش خداى تبارک و تعالى و هم پیش ملت. ما باید کمک کنیم به اینها، آن کمکى که الان من و شما مىتوانیم بکنیم، آن است که شماهایى که در دانشگاههاى اینجا در دانشسراهاى اینجا رفقائى اینجا دارید، هر جا مىرسید ده نفر را مىبینید، بنشینید صحبت بکنید با آنها. بایستى بگویید مطالب ایران را که مردم ایران الان همه نفوس متوجهاند به ایران که چیست چه خبراست ایران. شما خبرها را به ایشان بگویید که ایران وضعش اینطور است و این آدم با مردم اینطور دارد مىکند و درد مردم عبارت از این است، درمانش هم این است که این برود، درمان بالاترش هم این است که دست آقاى کارتر و آقاى عرض مىکنم که رهبرهاى چین و رهبرهاى کرملین و انگلستان و اینها از سر این ملت برداشته بشود و مردم کار خودشان را بکنند و مشغول کار خودشان بشوند و اداره امورشان را خودشان بکنند. چه کار دارد مرده از آن طرف دنیا آمده دستش را دراز کرده اینجا نفتهاى ما را دارد بیخود مىخورد، مجانى مىبرد و از مجانى بدتر مىبرد. اینها را به این اشخاصى که با آنها ملاقات مىکنید، چه در آمریکا چه در اینجا، با این دانشجوهائى که ملاقات مىکنید، مسائل خود را بگویید - وقتى بناشد که شما پنجهزار نفر آدم هستید هر کدام به ده نفر بگویید، یک عده زیادى مىشود و این موجى پیدا مىشود