صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١٩٩
با امر شاه آمدند در مجلس و ملت اطلاع ندارند. اول اشکالى که به تمام افراد مجلس هست، اینست که شما مىدانید، شما را نمىشود گفت داخل در مجارى امور نبودید و از ماوراى جو آمدید، شما توى این مردم مطلعتر از خود این ملت هستید و مىدانید که آمدن شما در مجلس به تصویب مردم، انتخاب مردم نبوده است، این انتصاب شاه هست، ماموریت شاه هست، از سفارت لیست آوردند، و تعیین کردند شما را. شما این را مىدانید و رفتید مجلس. اول اشکالى که به آنهائى که الان مىگویند ما ملى هستیم، اول اشکال این است که شما چرا تو این مجلس رفتید؟ مىگویند مجبور بودیم؟ آخر کسى شما را مجبور نکرد که حتماً بیائید بروید تو مجلس، خودتان هم داوطلب بودید و رفتید، با همه کارها هم موافقت کردید حالا مىگویید که، دیدید یک ورقى خوب، این طرفى دارد مىآید، مىخواهید براى خودتان جا درست کنید. اشکال این است که براى چه شما تو مجلسى که انتصاب است و خلاف قانون اساسى است یک همچو مجلس مخالف قانون اساسى است، قانون اساسى مردم را به آنها اختیار داده است، کسى حق ندارد دخالت بکند.
شاه خیانتکار به حسب قانون اساسى، معزول است
شاه مجرم است به حسب قانون اساسى، معزول است به حسب قانون اساسى، شاه خیانتکار است و خیانتکار معزول است به حسب قانون اساسى. نمىتواند یک شاهى که بر خلاف مصالح ملت عمل مىکند، بر خلاف آن چیزى که براى آن قانون معین کرده است عمل مىکند، شاه باشد. این اصلش شاه نیست، معزول است این، این غاصب است، این آدم، یک آدم یاغى است، نه این است که شاه، یاغى است و آن عزل نمىخواهد دیگر، این معزول است خودش، یاغى است این آدم.
شاه نوکر سر سپرده و منصب ابر قدرتهاست
حرف ما این است که این یاغى را اینها بالاى سر ما گذاشتند، انگلستان از آنطرف تائیدش مىکند و آمریکا از آنطرف تائیدش مىکند و چین از آنطرف تائیدش مىکند و شوروى از آن طرف تأییدش مىکند، همه هم براى منافع خودشان است .نوکرى از این احمقتر و بهتر براى آنها نیست که همه چیز ملت خودش را به رایگان به آنها بدهد. گازش را شوروى ببرد و نفتش را آمریکا و انگلستان ببرد و هر کس یک گوشهاش را گرفته دارد مىبرد، مراتعش را ملکه انگلستان، مراتع سر سبز خوب ما را به ملکه انگلستان و چند نفر دیگر واگذار کردند (به طورى که به من نوشته بودند) جنگلهایش را به یک شرکت دیگر و هر چیزش الان، هر یک طعمهاى است که مثل این سگ هاى لاشخور که دور طعمهاند، هر کس مىکشد طرف خودش. ایران الان اینطورى شده یک طعمهاى است براى این نفتخوارها و لاشخورها، آنها دارند از هر طرف مىکشند آن را و قوه مجریهاش هم عبارت از محمدرضاخان پهلوى است. ما که مىگوییم نمىخواهیم این را، درد ما این است، نه اینکه یک ملتى آزادى به او دادند، نمىخواهد، به قول کارتر آزادى خیلى تند به اینها داده است، شاه