صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١٩٧
الان وقتى که باهاش مصاحبه مىکنند، نمىفهمد. آن کسى که مصاحبه دیروز ظاهراً کرده، پریروز که (امروز براى من آوردند همین تازه کرده) حالا شاید امروز بوده که مىگوید که من که حرف مىزدم او خودش با خودش داشت حرف مىزد و یک مسایلى را همین طور پیش خودش هى مىگفت. این روزنامهاى که از فرانسه هست، این که با آنها مصاحبه کرده، در خلالش مىگوید که من چى گفتم او چى گفت، بعد مىگوید که: همین طور یک چیزهائى مىگفت و درد دلهائى خودش با خودش مى کرد و بیست مرتبه (ظاهراً نوشته است که) این کلمه را بیست مرتبه گفت که (حالا چاره چیست؟ حالا چه باید کرد؟ چه بکنیم؟) خوب معلوم است چه مىخواهند، بگذار برو دیگر چه مىخواهى از جان این ملت؟ علاجش با خودت است بگذار برو. حالا هم که دارد طلاها را مىبرد و پریروز به ما اطلاع، دادند که روز قبل طیارهاى که پر بوده است از جواهرات سلطنتى فرستادند برایش رفت، پدرش هم همین کار را کرد. این گرفتارىهاى ملت اینهاست.
نزاع ما بر سراسلام و مسلمین است
ما اختلاف شخصى و خانوادگى با تو نداریم که مىگوئى که این خمینى با من اختلاف شخصى دارد. چه اختلاف شخصى من با تو دارم، چه کردى که، به شخص من چه کارى تو دارى؟ من با ملت دارم حرف مىزنم، ما درد ملت را داریم نه درد خودمان را. ما مىگوئیم که با ملت ما دارى چه مىکنى، تو با اسلام ما چه کردى یا دارى چه مىکنى، تو با علماى اسلام ما دارى چه مىکنى. شخصیتى توى کار نیست. نزاع ما سر ملت است، سر اسلام است که تو دارى تمام مخازن ایران را به باد مى دهى و به دیگران مىدهى و ما مىگوئیم نه نباید، باید مال خودمان باشد - مال گرسنههاى ما باید سیر بشوند. ما حرفمان این است که این برهنهها و گرسنههائى که توى کوچهها دارند مىگردند و هیچ چیز ندارند و گرفتار هستند، این رعیتهائى که به اصطلاح خودتان با اصلاح ارضى خواستید کارى بکنید، براى آمریکا هم کردید آن کار را و ماموریتتان را براى وطنتان انجام دادید و ماموریتى که آمریکا به شما داده بود، انجام دادید و یک مملکتى را محتاج کردید در همه چیز به آمریکا و خارج.
به بهانه دفاع از مملکت بیت المال مسلمین را غارت کردند
درد ملت که الان فریادش بلند است همه فریاد این است که ما آزادى مىخواهیم، ما استقلال مىخواهیم، ما نمىخواهیم که این مخازن ما را به باد فنا بدهد، بعد از بیست سال دیگر نه نفت داریم، زراعتمان هم که از بین بردند هیچ چیز نداریم. وقتى هیچ چیز ندارد این ملت، آنوقت چطور زندگى کند؟ این نسل آینده چطور زندگى باید بکند؟ ما مسؤولیم نسبت به نسل آینده. ماباید الان هر چه قدرت داریم اعمال کنیم که دست اینها را کوتاه کنیم از این مخازن خودمان و از این مخازن ملت تا اینکه نفت یک مقدارى بنیه و دوام داشته باشد. نفت زیاد است منتهى زیاد مىخورند، مىبرند، نفتها را دارند مىبرند و مجان مىبرند، کاش مجان مىبردند، مىبرند و براى خودشان عوضش پایگاه درست مى کنند.