صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١٦٩
شوروى که به اینجا مىآیند راحت بیایند و همه کارها را انجام بدهند، گاز ما را که دارند آنها مىبرند، نفت ما را هم که دادند آنها مىبرند، بعد نه گاز است، نه نفتى است، نه چیزى، نه زراعتى، نه هیچ چیز، این ملت باید چه بکند؟ معلوم نیست. اینکه او مىگوید که من اگر بروم همه ایران را تل خاک مىکنم این حالا این کار را کرده است اگر بماند بدتر مىکند تل خاک ایران را، اگر برود باز ممکن است اشخاص صحیحى و امینى بیایند سر کار و نفت ما را حفظ کنند که براى خودمان باشد، زراعتمان را سروسامانى به آن بدهند.اگرایشان خرابکارى کند که دارد مىکند خرابکارى کند و گورش را گم کند و برود به نفع ما هست.ما که فریاد مىزنیم، ما براى همین فریاد مىزنیم نه براى اینکه ما مىخواهیم اصلاً مظاهر تمدن نباشد، ایشان مىفرمایند که آخوندها مىگویند که ما نمىخواهیم این مظاهر تمدن را، ما مىخواهیم حالا هم با الاغ سوار بشویم و برویم. یک آدمى است که، انسان چه بگوید به او؟ ما که اینقدر فریاد مىزنیم مىگوییم که ما همه مظاهر تمدن را قبول داریم اما مظاهر تمدن این است که حکومت نظامى این کار را به مردم بکند؟ آقاى بچه هاى کوچک مارا، دختر بچههاى ٨ ساله و ٩ ساله را این چند روز کشتند حالا کارشان را از دبیرستانها خون دانشگاهىها را که ریختند و آنقدر چیز کردند که همیشه در اعتصابند آنها، حالا از آنجا آمدند سراغ دبستانها و آن بچههاى کوچک دبستان را اینها دارند مىکشند، اینها الان دارند خرابکارى مىکنند، آن خرابکاریى که ملت ما را میخواهند بکشند و بروند. ما فریادمان این است که باید این ملت هر چه دارد مال خودش باشد و خودش اداره خودش را بکند، ما مستشار نمىخواهیم از آمریکا، شصت هزار مستشار که اینقدر بودجه دارد که من و شما تصورش را نمىکنیم، این بودجه مملکت را صرف مستشارها دیگر نکنید. این خیلى عجیب است، پایگاه براى آنها درست مىکنند، مستشاران مىآورند خرجش را ما باید بدهیم. نفتمان را مىدهیم براى درست کردن پایگاه آخر شما حساب بکنید این را و بعد مطالعه کنید در این امور، یک اسلحههایى که ایران به دردش به هیچ وجه نمىخورد این مال جنگهاى بزرگى است که بین دو تا ابرقدرت یک وقتى این جنگها مىشود، یک همچو اسلحههایى براى ما نیست، ما یک همچو اسلحههایى نداریم، ما مسلسلها و اینها کافى مان است، آنقدر که مىتوانیم استعمال کنیم براى تنظیم امور داخلى خودمان ما که مىخواهیم جنگ بکنیم، مگر ما با شوروى حالا مامىتوانیم جنگ کنیم یا با آمریکا مىتوانیم جنگ کنیم؟ ما با بازار تهران مىتوانیم جنگ کنیمخوب مسلسلها بس است! ما با دانشگاه و جوان هاى دانشگاهى مىتوانیم جنگ کنیم! ما حالا رسیدیم به آنجایى که با دبستانىها، با این بچههاى هشت ساله و نه ساله جنگ بکنیم! همین دیروز خواندم که تلفنى آمده بود - همین دیروز یا پریروز باز ریختهاند توى یک دبستان و بچهها را زدهاند و شل کردهاند، و چه کردهاند خوب ما، این مسلسل براى کشتن اهل ملت خودمان کافى است دیگر محتاج به آن چیزها نیستیم،پس آنها مال ما نیست، مال کس دیگر است، مال آنى است که مىتواند استعمال کند، مال آنى است که به دردش خورد، آن آمریکاست، آنوقت آن نفت را دادیم و پایگاه براى خود آنها درست کردیم یعنى براى اینکه پول نفت باشد، مستشارها را آوردیم براى مطالعه در این امور و پولش را ما مىدهیم. این کارهاست که آنها