صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١٦٨
دهقانهاى بزرگى که درست کردهاند و این دروازه تمدن، اینهاستاینها را براى ما درست کردند، این قضیه زراعت ما، زراعت ما بکلى فلج شده است، دیگر ما زراعت نداریم و معلوم نیست که عاقبتش به کجا برسد.
ایران پایگاه تسلیحاتى غرب
از آنطرف نفت ما را مىدهند به آمریکا، عوضش چى مىگیرند؟ من این را که مىگویم، من باید هر روز اینها را بگویم براى اینکه هر روز ممکن است یک گوش اینجا باشد که نشنیده باشد این حرف را، مىدهند به آمریکا، عوض چه مىگیرند؟ عوض اسلحه مىگیرند، کدام اسلحه؟ اسلحههائى که ایران نمى تواند استعمال کند،نمى داند چه جورى باید این اسلحه را استعمال کند. براى چه مىدهند؟ براى اینکه پایگاه درست کنند در آنجا براى آمریکا، هم نفت رامى خورند هم عوضش را.اینها پول نفت را خیال کنید که به ما مىدهند؟ نه این یک اشتباه است، اینها هم نفت را مىخورند و هم اسلحه مىآورند، اسلحههائى که هیچ نظیرش مثلاً حتى در فرانسه پیدا نمىشود، آمریکا مىدهد به اینها، اما مىدهد براى ایران؟ نه، پایگاه درست مىکند براى خودش، هم عوض را مىخورد هم معوض را مىخورد. خدا مىداند که این مرد نالایق که اسمش محمدرضاست، این مرد نالایق چه خیانتهایى به اسلام کرده و مسلمین کرده من و شما حالا مىتوانیم مطلع بشویم، بگذارید این بمیرد یا برود از این مملکت ما، قدرت این سلب بشود آنوقت ببینید آنهائى که نوشتند مسائل را، حتماً اشخاص تاریخ را ثبت کردند و تاریخها که بیرون آمد آنوقت خواهید دید که آنها چه کردهاند با این مملکت. نفتى که ایشان مىگوید که بعد از ٣٠ سال دیگر تمام مىشود و ما الان باید فکر کنیم از انرژى شمس استفاده بکنیم، آقایى که با چراغ نفتى هم نمىتواند کارى انجام بدهد از انرژى شمس مىخواهد استفاده کند!! این نفتى که تمام مىشود، چرا تمام مىشود؟ براى اینکه این لولهعظیمى که انسان، کسانى که در بیست سال پیش از این رفتند، الان زیادتر از این معانى است) کسانى که آنوقت رفته بودند مىگفتند لولههایى که آنجا گذاشتند که براى نفت از آن استفاده بشود، همین طور صاف آدم مىرود توى آن، به این بزرگى است، لولههاى چند متر در چند مترى است، با این لولهها دارد نفت ایران مىرود، عوضش اسلحه مىآید براى پایگاه درست کردن. اگر اینها نفت را درست بفرستند و نفت درست فروش برود یعنى به اندازه احتیاج ایران فروش برود،به اندازهاداره مملکت فروش برود ما تا دویست سال دیگر هم شاید نفت داشته باشیم، تمام مىشود خوب، آنها دارند تمام مىکنند، ایشان مىگویند تمام مىشود، کى تمامش مىکند؟ تو تمامش مىکنى بعدها ما چه بکنیم؟ این ملتى که چند وقت دیگر به قول ایشان نفتش را دادند به غیر و تمام شد، زراعتش هم که از بین رفت بعدش ما چه بکنیم دیگر؟ این ملت ضعیف چه بکند؟ (صنعتى مىخواهیم بکنیم)!! آخر، قضیه صنعتى نیست گول نخورید، قضیه ذوب آهن نیست، قضیه درست کردن مطلب نیست، قضیه پایگاه درست کردن براى شوروى است، مىخواهند که عمال