صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١٥٥
رشدهایى که دارد در همان ادراکات مادى دور مىزند، در امور مادى دور مىزند، اسم آن را گفتهاند امور عینى، خیال مىکنند که امر عینى عبارت از همین عالم طبیعت است و حال اینکه عوالم دیگرى هست که اینها ادراکش نکردهاند و آنها عوالم عینى بیشتر، یعنى از عینیت بیشتر حظ دارند تا عالم طبیعت، عالم طبیعت در آخر موجودات عالم وجود واقع شده است، در آن آخرش واقع شده است یعنى منتهى الیه عالم، عالم وجود، عالم طبیعت است، پستترین عالمها عالم طبیعت است، و اینطور نیست که انسان فقط خودش باشد و همین طبیعت و مرتبهاى نداشته باشد، انسان مراتب دارد. آن کسى که رفته سراغ آن مرتبه بالاى انسان و از این مراتب غافل شده است، اشتباه کرده است، آن کسى که چسبیده است به این عالم ماده و مرتبه طبیعت را دیده و غافل از ماوراى الطبیعت است این هماشتباه کردهاست.
اسلام براى این انسانى که همه چیز است یعنى از طبیعت تا ماوراءالطبیعت تا عالم الوهیت مراتب دارد، اسلام تز دارد، برنامه دارد اسلام. اسلام خواهد انسان را یک انسانى بسازد جامع یعنى رشد به آنطور که هست بدهد، از حظ طبیعت دارد، رشد طبیعى به او بدهد، حظ برزخیت دارد، رشد برزخیت به او بدهد، حظ روحانیت دارد، رشد روحانیت به او بدهد، حظ عقلانیت دارد، رشد عقلانیت به او بدهد، حظ الوهیت دارد، رشد الوهیت به او بدهد. همه خطوطى که انسان دارد و به طور نقص است، الان نرسیده است، ادیان آمدهاند که این میوه نارس را رسیدهاش کنند، این میوه ناقص را کاملش کنند. نباید آقایانى که در این غرب واقع شدهاند و غرب هم غرق در طبیعت دنیاست و هیچ ملتفت به ماوراء الطبیعت نیست آقایان از این مکتبها گول بخورند و خیال کنند که انسان غیر از اینکه مىخورد و مىخوابد و اینها چیز دیگرى نیست، همین استچیز دیگرى در کار نیست، این اشتباهى است که اسلام را بد شناختهاند آنهائى که همهاش توجهشان به این است و همه آیات و اخبارى که در اسلام براى رشد انسان آمده برگرداندند به این و هم آنها در اشتباه بودند که همه آیات و اخبار را برگرداندند به آن، باید هر چیزى سرجاى خودش عمل بشود یعنى انسان رشد طبیعى داشته باشد به هر مقدار که ممکن است، حظ طبیعى داشته باشد به هر مقدار که سالم است، البته روى موازین عفت و سلامت و این مرتبه را رشد که پیدا کرد، مرتبه بعدش هم رشد داشته باشد و مرتبه بعدش هم رشد داشته باشد و همه ابعادش وسیع بشود تا یک انسان بشود.
اسلام مثل مکاتب دیگر (مادى) نیست
انسان شدن کار مشکلى است لکن لازم است براى انسان. مقصود من از این حرف این است که شما خیال نکنید که اسلام آمده حیوان تربیت کند، آمده است که آب و خوراک براى حیوان درست کند، این یکیش است، این را هم درست مىکند لکن این یک بعد است آن هم بعد آخرش هست، بعدهاى دیگرى دارد که آنها هم همهاش از اسلام است وبراى تربیت انسان است و انسان را مىخواهد یک موجود رشیدى که همه این ابعاد را داشته باشد تربیت کند و براى همه اینها هم دستور دارد اسلام، نسبت به یک جهت و جهت دیگرى نیست، براى حکومت اسلامى دستور دارد براى تشکیلاتش