صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١٥٤
تصور کرده بودند و حتىآیاتى که راجع به قتال واقع شده بود، به قتال با مشرکین واقع شده بود، آنها را هم توجیه کرده بودند به قتال با نفس و امثال ذالک، در مقابل آنها الان از چند سال پیش در این وقتى که مثلاً علوم غرب به ما رسیده است و عرض مىکنم که آن تبلیغات اینها رسیده است، اینها در عین حالى که مسلمانند، در عین حالى که همانطور که آنها بودهاند، در عین حالى که خوبند لکن شناختشان از اسلام همان شناخت مادیت اسلام است. آنها دعوت به باطن مىکردند و از ظاهر و از طبیعت غافل بودند اینها دعوت به مادیت مىکنند و از معنویت غافلند و این هر دو اشتباه است اسلام نه محصور در آن معنویاتى است که آنها مىگویند دارد معنویات اما محصور نیست و نه در محصور این مادیاتى است که اینها مىگویند، یعنى مادیات را دارد لکن محصور به آن نیست.
اسلاممکتب انسان ساز
اسلام یک مکتبى است که براى انسان سازى آمده است و ما باید ببینیم که این انسان که به قول بعضى ماهیت ناشناخته است، این انسان چه ابعادى دارد و چه احتیاجاتى دارد و اسلام که براى انسان سازى آمده است، آیا جهت حیوانى این را فقط خواهد بسازد یا جهت معنوى او را مىخواهد بسازد؟ یا انسان مىخواهد بسازد؟ انسان مثل سایر موجودات نیست، سایر موجودات مثل مثلاً حیوانات که حالا در درجه بعد از نباتات و معادن اینها واقع شده است، حیوان همان حال طبیعى دارد و از ماوراءالطبیعه یک چیز کمى، یک احساسى، یک ادراکى، اما ادراک ناقص دارد و دیگر هم مراتب ندارد ماوراءالطبیعهاش. انسان از این نقطه اول طبیعت تا آن آخرى که یک موجود الهى مىشود، مراتب انسان است، یعنى یک انسان مىتواند سیر بکند از عالم طبیعت تا ماوراءطبیعت و از ماوراءطبیعت تا مرتبه الوهیت سیر بکند، تا برسد به اینکه آنجا را ادراک بکند.
اسلام، رشد دهند تمام ابعاد انسان
انسان یک موجود جامع هست، نه یک موجود یک بعدى یا دو بعدىموجودات دیگر بعضىشان یک بعدىاند، بعضى دو بعدى، بعضى چند بعدىاند لکن همه ابعاد وجود در سایر موجودات نیست، فقط انسان هست در بین همه موجودات که یک موجود چندین بعدى است که براى هر بعدش احتیاجات دارد، براى رشد هر بعد او، احتیاج دارد، احتیاجات دارد و مکتبهائى که در عالم هست، در عالم طبیعت هست، هر مکتبى را که شما بروید ملاحظه بکنید به استثناى مکتب اسلام و مکتب توحیدى و مکتب انبیا(که درست دست ما نیست و از بین رفته است اما حالا اسلام محفوظ است) هر مکتبى را به استثناى مکتب اسلام که ملاحظه کنید یک مکتب مادى است که انسان را حیوان تصور کرده است، یک موجودى که همان خوردن و خوابیدن است منتهى بهتر خوردن و بهتر خوابیدن، حیوانات هم مشترکند با ما در خوراک خوردن و خوابیدن لکن این مکتبها مىخواهند انسان را یک حیوانى که اینطور ادراک کردهاند از انسان که این هم مثل سایر حیوانات هست که تمام چیزهایى و