صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١٤٥
تاریخ: ٢١/٧/٥٧
بیانات امام خمینى در مورد حقوق بشر و فضاى باز سیاسى!
بسم الله الرحمن الرحیم
تعهداتم نسبت به اسلام و مسلمین اجازه سکوت در برابر غارت و کشتار شاه را نمىدهد
گفتم نه و به وسیله سازمان امنیت نجف این کاغذ را ابلاغ کردند. من کاغذ را گرفتم گذاشتم کنار، جواب ندادم به آنها لکن کار خودم را ادامه دادم، تا از یکسال به این طرف که کارها و فعالیتها زیاد شد و برعلاوه بر اعلامیهها و فعالیتهاى دیگر مصاحباتى هم با بعضى روزنامههاى خارجه مثل لوموند و اینها شد، آنها تعقیبشان زیاد شد که رئیس امن عام آمد پیش من، خودش آمد (آن باز تقاضایش همین معنا بود که یک وقت حرفش مىشد) که شما هر فعالیتى مىخواهید بکنید لکن مصاحبه نکنید. ماهم اصل مصاحبه خیلى عادت نکرده بودیم به آن، به این جوابى ندادیم لکن یک مصاحبه دیگرى شد، از فرانسه هم آمدند و مصاحبه کردند از فرانسه هم آمدند و با اینها هم مصاحبه شد ولو اینکه اینها آنها را گرفتند، بعد که از منزل بیرون آمدند آنها را گرفتند. بعد از این تشدید کردند راجع به این معنى که شما در اینجا (به تعبیر آنها منزل خودتان است هر جورى مىخواهید باشید لکن فعالیت سیاسى نکنید، روحانى خوب است که همان (حرفشان این بود که) درس بگوید و مسأله بگوید. من گفتم که اسلام از سیاست جدا نیست، اسلام مثل چیزهاى دیگر نیست، مثل مذاهب دیگر نیست که ذکر و دعا باشد، اسلام سیاستش با سایر احکامش با هم هستند و من دخالت سیاسى مىکنم، - حالا ندارم - و من هم اعلامیه مىدهم و هم در ضبط حرف هایم را ضبط مىکنم و هم اگر مقتضى شد در منبر صحبتهایم را مىکنم و این یک تکلیفى است شرعى براى من. گفتند که آخر ما یک تعهداتى با دولت ایران داریم، با آن تعهدات نمىشود اینکارها. گفتم خوب من هم (قریب به این معنى) یک تعهداتى با اسلام دارم و با ملت ایران، من هم نمىتوانم که از تعهداتم دست بردارم. منتهى شد به اینکه آنها گفتند که نه، نباید بشود و ما مىگفتیم باید بشود و آنها ما را محصور کردند در منزل، البته نه اینکه بگویند شما نیا بیرون، نه همچنان نبوده است ایرانىهائى که از بیرون مىآمدند، اینها را مانع شدند، یکروز هم طلبهها را مانع شدند، الا یکى دو سه نفر. من بیرون نیامدم از آنجا، بیرون که نیامدم خوب در ایران یک چیزهائى که رخ داد من دیدم که خوب ما بخواهیم اینجا توى منزل بمانیم و کارى نکنیم و بگوئیم ما درس مىخوانیم وبه این کارها کار نداریم مثلاًاین مخالف با وضع ماست