صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١٣٨
این منطق حرفى دارند بگویند؟ مىگویید که اسلام مرتجع است، به شما چه؟ ارتجاع است، معنى ارتجاعش این است که آقا تو برو بیرون من مىخواهم خودم زندگى کنم، این معنى ارتجاعى است که اینها مىگویند. (اسلام ارتجاعى است) این معنایش همین است که اسلام مىگوید که نباید اینها، دیگران به شما حکومت بکنند، منع کرده حکومت دیگران را بر شما، باید مستقل بشاید شما، البته به منطق اینها استقلال همان ارتجاع است، تا پیوند به آمریکا و همه چیزمان زیر دست آنها نباشد، مترقى نیستیم، اینها مىخواهند ما را مترقى کنند و به دروازه تمدن برسانند و منطقشان این است، منطقها فرق دارد اصطلاحات مردم فرق دارد با هم، منطق رسیدن به دروازه تمدن همین است که دارید مىبینید الان ایشان دارند عملى مىکنند اینجا.
با قطع ید آمریکا از ایران، ما خود کشور را اداره مىکنیم
الان همین حالا که ما نشستهایم اینجا شما احتمال بدهید که در ایران چندین جا زد و خورد است، زد و خورد، مسلسل است. ما مىگوئیم که ما نمىخواهیم که شما ما را به دروازه تمدن برسانید شما بروید بیرون، ما خودمان مىدانیم آمریکا برود، مستشارهاى آمریکا بروند، اگر مستشارهاى آمریکا رفتند، ما خودمان این رژیم را اداره مىکنیم، ما خودمان اداره مىکنیم چکار دارید شما؟ شاه هم مىخواهد که رشد بدهد، ما هم رشدى را که ایشان مىخواهند بدهند نمىخواهیم، ما اگر توانستیم خودمان، خودمان را رشد مىدهیم، اگر نتوانستیم باز خودمان مىدانیم. ما یک دسته اشخاص رعیتى هستیم که مىخواهیم خودمان توى زمین خودمان گندم یا جو بکاریم و خودمان بخوریم، شمائى که آقاى آمریکا هستى و از آن طرف دنیا آمدى این طرف دستت را گذاشتىاى و همه مخازن ایران، مخازن نفت و مس و همه چیز، فولاد و همه چیز ایران را دارید مىبرید، شما دستت را بردار، ما خودمان اینها را هر جور دلمان مىخواهد چه مىکنیم، دیگر نمىتوانید که بگوئید نمىتوانید، خوب به تو چه؟ من عبایم را نمىتوانم درست بپوشم، به شما چه ربطى دارد؟ حالا شما بیائید عباى من را بگیرید که من نمىتوانم عبایم را بپوشم؟ و حال آنکه دروغ مىگوئید، شما نمىگذارید.
فرهنگ ما فرهنگ استعمارى است
ما هفتاد سال یا بیشتر است دانشگاه داریم، از زمان امیر کبیر تا حالا ما مدرسه داشتیم، دانشگاه داریم، نگذاشتید که این دانشگاهها درست درس بخوانند فرهنگ ما فرهنگ استعمارى است، فرهنگى است که درست کردند آنها براى ما، دیکته کردند، گذارند جوانهاى ما تحصیل بکنند، آنها نمىگذارند که ما رشد بکنیم، آنها دستشان را بردارند ایرانى هم کمتر از اینها نیست، ایرانى هم رشد مىکند اما شما نمىگذارید که ما رشد کنیم براى اینکه اگر ما رشد کنیم منافع شما در خطر است شما مى خواهید همه شرق را بخورید و همه شرق را عقب نگه دارید، عقب نگه داشتن براى خوردن مال شرق است و شما شرق را دارید عقب نگه مىدارید که هر چه دارند بخورید، هر جا یک مامورى گذاشتند